حسين رستمي اتويي



تو نيكي ميكن و در دجله انداز

پسر فقيري كه از راه فروش خرت و پرت در محلات، خرج تحصيل خود را بدست ميآورد
يك روز به شدت دچار تنگدستي شد. او فقط يك سكه ناقابل در جيب داشت.
در حالي كه گرسنگي سخت به او فشار مياورد، تصميم گرفت از خانه بعدي تقاضاي غذا كند.
با اين حال وقتي دخترجواني در را به رويش گشود، دستپاچه شد
و به جاي غذا يك ليوان آب خواست.
دختر جوان احساس كرد كه او بسيار گرسنه است. برايش يك ليوان شير بسيار بزرگ آورد.
پسرك شير را سر كشيده و آهسته گفت: چقدر بايد به شما بپردازم؟
دختر جوان گفت: هيچ. مادرمان به ما ياد داده در قبال كار نيكي كه براي ديگران انجام مي دهيم چيزي دريافت نكنيم.
پسرك در مقابل گفت: از صميم قلب از شما تشكر مي كنم.
پسرك كه هاروارد كلي نام داشت، پس از ترك خانه نه تنها از نظر جسمي خود را قويتر حس مي كرد، بلكه ايمانش به خداوند و انسانهاي نيكو كار نيز بيشتر شد. تا پيش از اين او آماده شده بود دست از تحصيل بكشد.
سالها بعد….




زن جواني به بيماري مهلكي گرفتار شد. پزشكان از درمان وي عاجز شدند. او به شهر بزرگتري منتقل شد. دكتر هاروارد كلي براي مشاوره در مورد وضعيت اين زن فراخوانده شد.


وقتي او نام شهري كه زن جوان از آنجا آمده بود شنيد، برق عجيبي در چشمانش نمايان شد. او بلافاصله بيمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد كرد هر چه در توان دارد، براي نجات زندگي وي به كار گيرد.
مبارزه آنها بعد از كشمكش طولاني با بيماري به پيروزي رسيد. روز ترخيص بيمار فرا سيد. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود . او اطمينان داشت تا پايان عمر بايد براي پرداخت صورتحساب كار كند.
نگاهي به صورتحساب انداخت. جمله اي به چشمش خورد: همه مخارج با يك ليوان شير پرداخته شده است. امضا دكتر هاروارد كلي
زن مات و مبهوت مانده بود. به ياد آنروز افتاد .پسركي براي يك ليوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برايش يك ليوان شير آورد. اشك از چشمان زن سرازير شد.
فقط توانست بگويدخدايا شكر…..
خدايا شكر كه عشق تو در قلبها و دستهاي انسانها جريان دارد



ادامه مطلب

۹ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

از خاطرات طنز آميز شاه :

 قرار بود در يكي از شهرهاي محروم و در بين مردم عادي سخنراني كنيم و از مصيبتهاشان بشنويم .خواب و خوراك نداشتيم كه چه ميشود آنها چقدر از من ناراضي هستند .
من كه كاري برايشان نكرده ام.نكند جلوي دوربينهاي خبري ما را سنگ روي يخ كنند.
خلاصه آن روز از راه رسيد ما براي سخنراني رفتيم جمعيت زيادي آمده بودند كه يكصدا مرا تشويق مي كردند همه و همه به جر يك نفر
قيافه هاشان چقدر آشنا گوئي سالهاست با آنها زندگي كرده ام البته همه و همه به جز يك نفرما هر چه مي گفتيم آنها تائيد مي كردند و اظهار رضايت و باز همه و همه به جز يك نفر.
مجلس كه تمام شد وزيرالوزرا را پيش خود خوانديم كه دستت درد نكند مجلس خوبي بود ولي چرا فكري به حال محافظت از ما نكردي از بچه هاي گارد جاويدان و نيروي ساواك نياوردي ؟
اون هم لبخندي معني دار زدو گفت اينها كه ديدي همه از سربازان گارد و ساواك خودتان بودند در لباس مبدل….همه و همه به جز يك نفر



ادامه مطلب

۹ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

مصلحت پروردگار

يك پيرمرد به همراه پسرش در يك زرعه كوچك كار مي كرد. آنها تنها يك اسب
داشتند اما همان اسب نيز روزي فرار كرد. همسايه ها همه  گفتند:((چه
وحشتناك…!چه بداقبالي بزرگي!)). اما پيرمرد دهقان گفت: كسي چه مي داند كه
آيا اين بداقبالي است يا خوش اقبالي. يك هفته بعد اسب ازكوهستان بازگشت در
حالي كه پنج ماديان وحشي را نيز به داخل انبار مي آود…همسايه ها گفتند:(چه
جالب!چه خوش اقبالي بزرگي!)). پيرمرد دهقان گفت:((كسي چه ميداند كه اين خوش
اقبالي است يا بداقبالي…))روز بعد وقتي پسر سعي داشت يكي از اسب ها را رام
كند از ترك اسب روي زمين افتاد و پايش شكست. دوباره همه گفتند:چه بداقبالي
بزرگي! ام مدتي بعد ارتش امپراتوري از راه رسيد و تمام جوانان سالم
وتندرست را براي رفتن به جنگ همراه خود برد. از آنجا كه پسر دهقان پير سالم
نبود و به دردشان نمي خورد او را با خود نبردند.حال اين بداقبالي بود يا
خوش اقبالي!!!


ادامه مطلب

۹ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

اعجاز الفاظ در قرآن

 
تصاوير زيباسازي ، كد موسيقي ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

چكيده :
به غير از اعجاز بياني، علمي، تشريعى و عددى كه دربارة ‌آنها سخن بسيار گفته شده است با گذر زمان سرچشمه‌هاى شگفت انگيز و اعجازهاى جديد قرآن كريم بر بشر هويدا مي‌شود كه همه‌اينها بيانگر لايتناهى بودن آن است و هر زمان و دوره‌اى احتمال كشف بُعد و حقيقتى تازه از قرآن مي‌رود.

يكي از جنبه‌هاى اعجاز قرآن كه مورد توجه قرار نگرفته است در اصوات و آواى قرآن نهفته است. مقاله حاضربه وجود تاثيرات شگفت انگيز موسيقى و صوت حاصله از قرائت آيات و سور قرآن كه در خواننده و شنوندگان آن بدون در نظر گرفتن معانى و محتواى ارزشمند آن ايجاد مي‌شود ، پرداخته است اين موسيقى در تار و پود الفاظ و تركيب درون جمله‌ها نهفته است كه با احساس نا پيدا و قدرت متعال ادراك مي‌شود.

قرآن كريم، بزرگ معجزة حضرت ختمي‌مرتبت، گنجى است بي‌پايان كه با ظهور اسلام بر ايشان نازل شد. با گذر زمان، پياپى سرچشمه‌هاى شگفت و تازه‌اى از اين كتاب آسمانى كشف مي‌شود تا بشر تشنة رشد و تعالى از آنها بنوشد. همواره آيه‌ها و نشانه‌هاى جديدى كه گواه وجهه آسمانى قرآن و تأكيد كنندة لايتناهى بودن اين سروش خداوندى است، رخ مي‌نمايد.

اگر اين آيات و نشانه‌ها را اعجاز قرآن بخوانيم تاكنون ابعاد مختلفى از اعجاز قرآن كشف شده است كه اغلب كتاب‌هاى علوم قرآنى بخشى از صفحات خود را به بيان اين اعجاز اختصاص داده‌اند.

مهمترين ابعاد اعجاز قرآن را به شرح زير مي‌توان برشمرد:

1ـ اعجاز بيانى

الف - گزينش كلمات

ب - سبك و شيوه بيان

ج - نظم آهنگ قرآن

د - وحدت موضوعى يا تناسب معنوى آيات

و - نكته‌ها و ظرافتها

2ـ اعجاز علمى

الف - چگونگى گردش آسمانها و زمين

ب - نقش كوهها و استوارى زمين

ج - دشوارى تنفس با افزايش ارتفاع

د - آب؛ منشاء حيات

و - پوشش هوايى حافظ زمين

3ـ اعجاز تشريعى

الف - معارف احكام

ب - صفات جمال و جلال الهى

ج - قدرت مقام انبياء

د - جامعيت احكام اسلامي1

4ـ اعجاز عددى

الف - تساوى در تكرار كلمات دنيا و آخرت

(هر كدام 115 بار)

ب - تساوى در تكرار كلمات حيات و موت
(هر كدام 71 بار)

ج - تكرار كلمه يوم 365 بار (به تعداد روزهاى شمسي)

د - تكرار كلمه سجده و مشتقات آن 34 بار (برابر ربا مجموع سجده‌هاى 17 ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب شبانه روزي)2.

پر واضح است كه معجزات كشف شده به صورت يك جا به دست نيامده و گذر زمان، لطف خداوند، نكته سنجى و دقت جمعى از گذشتگان بوده كه موجبات استخراج و ارائه‌اين رموز را فراهم نموده كه البته در احاديث و روايات بزرگان اسلام نيز به كرات بر لايتناهي بودن اين كتاب آسمانى و دامنه‌هاى شگفتى آن و عدم تعلق آن به دوره و زمانى خاص اشاره گرديد.

اميرالمؤمنين على عليه‌السلام مي‌فرمايند:  قرآن داراى ظاهرى زيبا و باطنى ژرف و عميق است، شگفتي‌هاى آن جاودانه است و پرده‌هاى ظلمت جز با آن كنار نمي‌رود 3

همچنين امام رضا عليه‌السلام مي‌فرمايند:  خداوند قرآن را براى زمان خاص و افراد مخصوص قرار نداده است و لذا در هر زمانى اين قرآن جديد و تازه خواهد بود .4

حال با استناد به‌اين احاديث و داشته‌ها اين نتيجه به دست مي‌آيد كه در هر زمان و دوره‌اي احتمال برداشته شدن پرده‌اى ديگر از رموز شگفت‌آور و انسان‌ساز اين كتاب آسمانى و به بيان ديگر كشف بُعد تازه‌اى از اعجاز آن وجود دارد.

به نظر مي‌رسد يكى از ابعاد اعجاز قرآن كه تاكنون مورد توجه بايسته قرار نگرفته است، اعجاز نهفته در اصوات و آواى قرآن است. يعنى احتمال وجود تأثيرات پيچيده و شگفت‌آور ناشى از موسيقى و صوت حاصله از قرائت آيات و سور قرآن كه در خوانندگان و شنوندگان ايجاد مي‌شود؛ تأثيراتى كه از پس صوت و كلام حاصله از تلاوت آيات قرآن و موسيقي دلنشين حاصل از آن پديد مي‌آيد و نه از پس معانى و محتواى ارزشمند گنجانيده در آن؛ تأثيراتى از پس ساختار، و نه محتوا.

يك نوع موسيقى درونى در كلام قرآن وجود دارد كه احساس شدنى است، اما تن به تشريح نمي‌دهد. اين موسيقى در تار و پود الفاظ و در تركيب درون جمله‌ها نهفته است و فقط با احساس ناپيدا و با قدرت متعال ادراك مي‌شود.5

به طور كلى صوت و موسيقى داراى تأثيراتى ظريف در عين حال عميق و شگفت آور بر انسان‌هاست. اصوات داراى تأثيراتى بر روح و روان و حتى جسم همة مخلوقات از انسان‌ها گرفته تا حيوانات و گياهان مي‌باشند و اگر آدمي‌عالِم به‌اين تأثيرات باشد با به كارگيري درست اصوات و موسيقى در زندگى خود، آرامش، سلامت روح و جسم، رشد و تعالى خود را از اين سرچشمه بر مي‌گيرد.

تأثيرات موسيقى نه تنها بر موسيقي‌دانان و افراد تحصيل كرده در اين زمينه، بلكه بر تمامي‌افرادي كه در معرض شنيدن آن قرار بگيرند و به آن گوش فرا دهند، ايجاد مي‌شود.

طبيعت آدمي‌به طور كلي، مسير آهنگين زندگى را مي‌پيمايد و موسيقى به نوعى در دل زندگي مستتر است.6

شكسپير مي‌گويد:

طلسم نغمه‌ها، حتى سينه‌هاى وحشى و دور از احساس را سحر مي‌كند و به آرامش مي‌كشد7

امروزه، تأثيرات روانى موسيقى در ايجاد تغيير حالت، بالا بردن ميزان دقت، هماهنگى بخشيدن به رفتار و كردار و تكامل سطح فكر و فرهنگ، ثابت شده است.8

موسيقي آنقدر مؤثر است كه مي‌تواند سلامت را به خطر بياندازد و يا موجب بهبود آن شود، موسيقى باعث تمركز حواس و انديشه مي‌شود و براى برقرارى ارتباط زمينى و آسماني بسيار مورد استفاده قرار گرفته و مي‌گيرد. 9

انسانها با شنيدن صداى وزش باد كه از لا به لاى درختان مي‌وزد، شنيدن طنين امواج عظيم دريا، شنيدن صداى جريان آبشارها يا صداى چك چك باران، در اعماق وجود خويش احساس لطيفى را تجربه مي‌كنند. اين صداها اصوات هستى هستند كه در دل طبيعت نغمه‌هاى پاك ربانى را زمزمه مي‌كنند و از اين رو است كه در جان انسان چنين نواى روح بخشي دارند. هنگامي‌كه آواى طبيعت در گوشها طنين مي‌افكند، در دل سرور عميق همراه با آرامش پديدار مي‌گردد.10

يك موسيقى درست و روح نواز در خدمت عرفان و كمال آدمي‌است و او را داناتر مي‌نمايد و بسيارى از سؤالات ناخودآگاه او را حل مي‌كند.11 استفاده از موسيقى براى ايجاد تأثيرات روحى و روانى در جهت تعالى در بسيارى از فرقه‌هاى مختلف يافت مي‌شود كه از جملة آنان به موبدان چيني، بودائيان هند و قبايل مختلف آفريقايى و... مي‌توان اشاره نمود.

همچنين فرقه‌هاى ديگر نيز از جمله صوفيان، دراويش در خانقاه‌ها و منازل و معابد و موبدان زرتشتى معتقد بودند، از طريق موسيقى و نغمات موزون مي‌توان سريع‌تر به خالق رسيد و روح را به آرامش رساند و در اين طريق نيز تا حد زيادى موفق بودند و دراويش و صوفيان در فصول و زمانهاى خاصى به اجراى مراسم و ادعيه مي‌پرداختند كه‌اين ادعيه و مناجات با ريتم و آهنگ و صوت و لحن خاصى همراه بود12. سخن در درستى و نادرستى بهره‌گيري از موسيقى نيست، بلكه ذكر اين نمونه‌ها نشان دهنده توان تأثيرگذارى موسيقى بر روان آدمي‌است.

صوت زيبا و لحن نيكو به خودى خود محرك است و از اين حربه در طول تاريخ، به عناوين مختلف انسانها سود جسته‌اند چه در جهت حسن امور و چه اعمال مقبوح و ناپسند. حتي انسانها از طريق اصوات و آوازهاى خود حيوانات اهلى را به حركت و يا خوردن و آشاميدن وا مي‌داشتند و اين يك واقعيت انكار ناپذير در تأثير صوت و آواز بر مستمع است. 13

اصوات انرژي‌دار غالباً در تركيب با حروف يا كلام تجلى مي‌يابند و به اوج قدرت مي‌رسند و در جهت اهداف مد نظر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. همانطور كه در بسيارى از فرقه‌ها، از گذشته‌هاى دور تاكنون اين صوت كلامهاى ويژه كه به شكلى آهنگين قرائت مي‌شدند حامل انرژي‌هاى قدرتمند و شگفت‌آورى براى آنان بودند. اين در حالى است كه موسيقي تنها و بدون كلام كمتر ظرفيت گنجاندن انرژي‌ها را در خود داراست و اين تلفيق صوت و كلام است كه به صورتى جادويى تأثيرات مافوق حواس پنجگانه بشر را ايجاد مي‌كند، و قابليت ايجاد انرژي‌هاى شگفت‌آور را داراست. نمونه‌هايى از تلفيق صوت و كلام و بهره‌گيرى از انرژي‌هاى قدرتمند آن را در اذكار قبايل آفريقايي، طريقت تاى چى چوان (از چين)، يوگايي‌ها، زرتشتيان و ذكر آمين مسيحيان و مسلمين و حتى در زندگى روزمره امروزى مثل آرامش ناشى از نغمة لالايى براى كودكان و... مي‌توان يافت.

براي نمونه، در مطالعاتى كه اخيراً انجام شده و در مجلة پيشگيرى (prevention magazine) آمده است، تأثيرات نواى موسيقى را در بهتر شدن آهنگ موسيقى تنفسي نوزادان زودرس نشان داده است. بنابراين تحقيق محققان در بخش مراقبتهاى ويژه نوزادان (ICU)، دو گروه از اين نوزادان زودرس را انتخاب كرده و در گوش‌ها‌ى يك گروه از اين نوزادان گوشي‌هاى كوچكى گذاشتند و از آن زمزمه موسيقيايى لالايى پخش مي‌كردند. محققان مشاهده كردند كه وقتى موسيقى پخش مي‌شد. نوزادان ميزان بيشترى از اكسيژن در خونشان داشتند و همين طور ضربان قلب و سرعت تنفسشان به نسبت گروه دوم كه فقط وزوز دائم دستگاههاى كنترل پزشكى را به همراه صداى زمينه‌اى ديگر كه در بخش وجود داشت مي‌شنيدند به حد طبيعى نزديك‌تر بود14.

از مثالهايى كه در تأييد تأثيرات شگرف صوت و كلام بر آدمي‌قابل بيان است بكارگيرى آن در تاى چى چوان (يك طريقت چيني) است. آنها معتقدند براى نورانى شدن ابتدا بايد جسم را متعادل (بالانس) نمود تا گردش انرژى به درستى در آن صورت بگيرد و يكى از راه‌هاي متعادل نمودن ميزان انرژى بدن استفاده از صوت است.15 آنها براى متعادل نمودن بدن از نرمش‌ها و تمرين‌هاى مختلف و خاصى استفاده مي‌كنند و در مواردى براى سلامت بخشيدن و بهبود عملكرد اعضايى از بدن از تلفيق صوت و كلام و تكرار و قرائت آن استفاده مي‌نمايند.

بعضي از انواع صوتهاى خارج شده از دهان شخص مي‌تواند بر جريان انرژى تأثير بگذارد. به طور كلى انسان در حالت ناراحتى يا بيمارى و شرايط استرس از خود صداهايى خارج مي‌سازد.

اين اصوات باعث مي‌شوند كه فشارهاى وارده بر اندام داخلى از طريق شش‌ها كاهش يابند. در بررسي‌هاى به عمل آمده مشخص شده كه اصوات مختلف بر روى ارگان‌هاى مختلف بدن تأثير مي‌گذارند و نيز بلندى و كوتاهى صوت، اثرات مختلفى روى ارگان مربوطه دارد. شش صوتي كه در جدول زير ارائه شده، اثرات مخصوص به خود را روى ارگان‌هاى مربوطه دارند. هر كدام از اين شش صوت بايد با يك بازدم ممتد از حنجره خارج شوند 16

صوت He Hu Si Xu Chui
ارگان قلب طحال شش كبد كليه
آنها معتقدند با قرائت اصوات بالا با تمركز و آرامش، با هر صوتى مي‌توان قسمت حساس به‌ آن صوت را در بدن (كه در بالا اشاره شده) تحريك نمود و بر آن تاثير سلامتى گذاشت.

مثال بالا بكارگيرى صوت و كلام براى سلامتى جسم و كسب آرامش بود در حالى كه در فرقه‌هاي مختلف ديگر از صوت و كلام در جهت تعالى بخشيدن به روح نيز استفاده‌هاى فراوانى مي‌شود و از صوت و كلام در جهت كسب كمالات و انرژي‌هاى مثبت بيشتر استفاده مي‌شود.

به عنوان نمونه از جمله فرقه‌هايى كه از صوت و كلام در جهت رشد و تعالى روح استفاده مي‌كنند به يوگا اشاره مي‌كنيم. تأكيد مي‌شود ذكر اين نمونه‌ها به منزله داشتن نگاهى همدلانه به همة جوانب مكتب‌ها و ورزش‌هايى مانند يوگا نيست، بلكه مراد اين است كه فضائى مناسب براى نشان دادن توجه بيشتر به تأثير اصوات موسيقيايى بر كمال نفس فراهم آيد تا بتوانيم به محور اصلى بحث يعنى اعجاز صوتى قرآن بپردازيم. در يوگا اعتقاد بر اين است كه عشق پروردگار به سوى مخلوقات به وسيلة صوت (Nada) جريان مي‌يابد. آنها مي‌گويند صوت آسمانى ابتدا به اصوات حاوى انرژى تبديل شده سپس اين اصوات انرژي‌دار به شكل تركيب حروف عينى كلام تجلى قابل شنيدن براى همگان مي‌يابند. اين كلامهاى ويژه حامل آگاهى و انرژى خاصى هستند كه نزد عارفان هندى به نام مانترا (صوت مقدس) شناخته مي‌شوند.

در كتاب‌هاى باستانى ودا (سرودهاى الهي) به هجاى مقدس "اوم" به عنوان اولين و بالاترين مانترا اشاره شده است. آنها معتقدند اين آوا كه مادر همة اصوات است در باطن همة مخلوقات به صورت پنهان مستقر مي‌شود. به دليل ويژگي‌هاى منحصر به فرد ذكر اوم، ذكر دائمي‌و هموارة اين آواى مقدس به رشد آگاهى و فراهم ساختن شرايط اداراكي مناسب براى شناخت ذات الهى مي‌انجامد.

اين ذكر عظيم از تركيب سه صداى آ (A)، او (ع) و ميم (M) تشكيل شده است و نمايانگر سه حوزة فعاليت رباني: ايجاد، حفظ و فنا مي‌باشد. در عرفان يوگا به ‌اين نكته اشاره شده است كه طنين قرائت صحيح ذكر اوم بسيار بسيار مهم است. فلسفه يوگا حالت هوشيارى انسان را به چهار سطح آگاهي تقسيم مي‌نمايد:

1ـ سطح آگاهى در هوشيارى (حواس پنج‌گانه يا خود آگاهي).

2ـ سطح آگاهى در رويا (هوشيارى نسبى حواس يا نيم آگاهي).

3ـ خواب عميق يا عدم هوشيارى (حواس ظاهرى يا ناخود آگاهي).

4ـ آگاهى فرا حِسى (هوشيارى برتر).

در ميان چهار حالت بالا تنها آخرين حالت است كه قرار گرفتن در آن درك ذات مقدس خداوندى را براى افراد امكان پذير مي‌سازد. هنگام قرائت آواى اوم، هر چهار سطح آگاهى در ذهن انسان فعال مي‌شود. طنين آ (A) با سطح اول آگاهي، او (ع) با سطح دوم آگاهي، طنين ميم (M) با سطح سوم آگاهى و سكوت ايجاد شده در انتهاى قرائت ذكر اوم با سطح چهارم آگاهي ارتباط دارد. در شيوه درست خواندن مجموعة اصوات اين ذكر مقدس، بايد صوت آ (A) از نظر زمانى طولاني‌تر از صوت او (ع) و طنين صداى ميم (M) از هر دوى آنها كشيده‌تر توليد شود. اگر ذكر اوم به درستى خوانده شود در پايان قرائت صوت ميم، هيچگونه توان باز دم در ريه‌ها باقى نمي‌ماند، و اين امر باعث ايجاد نوعي سكوت يا حبس بازدم خواهد شد. در رسوم عرفان يوگا، هدف از تكرار اين ذكر دستيابى به آگاهى و رهايى از جهالت و نادانى است. ذكر اوم از نظر يوگايي‌ها تنها به گذشته تعلق ندارد، علم امروزى نيز به تازگى كشف كرده است كه ذكر اوم ميزان تمركز فكر و آرامش عمومي‌روان را به صورت چشمگيرى بهبود مي‌بخشد و تداوم گفتار اين ذكر ظرفيت شش‌ها را نيز افزايش مي‌دهد.17

همان طور كه اشاره گرديد در يوگا با بكارگيرى صوت و كلام تاثيرات فراوانى در جهت كسب انرژي‌هاى مثبت كائنات و كمالات انسانها ايجاد مي‌شود. آنها به جز واژه‌هايى تكي از عبارات بلندترى كه به زبان هندى سروده شده نيز استفاده مي‌كنند كه از آنها به عنوان سرودهاى الهى ياد مي‌كنند. آن سرودها با وجود طولانى بودن توسط يوگي‌ها قرائت و تكرار مي‌شود و از تكرار آنها در جهت كسب فضايل، انرژي‌هاى مثبت و رشد و تعالى استفاده مي‌شود. نمونه‌اى از آن سرودهاى الهى عبارتست از:

- Aum Bhur Bhuva: Swaha tat Savitun VarenYama Bhargo Devashya Dimahi Diya Yonah PrachoDayat.

معني عبارت بالا عبارتست از:

آن نورى كه باعث درخشش آگاهى ما مي‌شود آن را ستايش مي‌كنيم و آن نور در زمين، برزخ و بهشت نيز مطرح است و همراه ماست.

قرائت اين سرود كاملاً قانونمند است و يوگايي‌ها براى فراگيرى چگونه صحيح خواندن آن بارها در كلاس‌هاى خود از زبان استاد و يا روى نوارهاى پر شده به شيوه قرائت درست آن گوش داده و تكرار مي‌كنند تا فرا گيرند. قرائت صحيح اين سرود با كشش‌ها و مكث‌هايي همراه است كه رعايت كردن آن قواعد براى بهره‌مندى از تاثيرات ارزنده‌ان سرود در اثر تكرار جداً لازم است. فوايدى كه از طرف اساتيد بزرگ يوگا براى تكرار كنندگان اين ذكر به صورت صحيح مطرح گرديده بدين شرح است كه ‌اين سرود مولد ارتعاشى است كه به پاك‌سازى تمام انرژي‌هاى مزاحم ذهن و جسم خوانندگان و شنوندگان مي‌انجامد و جالب اين كه بجز پاكسازى درون فردى به پاكسازى محيطى نيز مي‌پردازد. يعنى محيطى كه در آن اين سرود قابل شنيدن باشد (به صورت زنده يا از روى نوار پر شده) در اثر تكرار از انرژي‌هاى منفى تهى و سرشار از انرژي‌هاى مثبت مي‌گردد. قرائت صحيح آن در محيط براى بيماران نيز بسيار مناسب است. شايان ذكر است كه به فرمودة بزرگان يوگا اين تاثيرات ناشى از تكرار صحيح صوت و كلام آنهاست نه معناى آنها. بديهى است كه اگر كسى حتى معناى اين سرودها و عبارات را نداند ولى به صورت صحيح به قرائت يا گوش فرا دادن به ‌آن بپردازد متاثر از قدرت‌هاى آن خواهد شد، و اگر فردى هم معناى آن را درك كند ولى به قرائت عينى و صحيح عبارت نپردازد و معناى آن را به زبان‌هاي ديگر بخواند از اين تاثيرات بهرمند نمي‌شود.18

تلفيق صوت و كلام مقوله‌اى اسرارآميز و پيچيده است كه در جهان اسلام و ايران كمتر شاهد تحقيقات بنيانى راجع به‌ آن بوده‌ايم و اين در حالى است كه احتمال وجود آيات و سور بسيارى در قرآن قابل پيش‌بينى است كه در صورت قرائت صحيح، ايجاد ارتعاشات صوتى و در نهايت حصول انرژي‌هاى مثبت قابل كسب براى انسانها را دارا باشد كه فراتر از حواس قابل درك و فهم مي‌باشد. البته فضائل و فوائد قرائت برخى آيات و سور قرآن مورد توجه مسلمانان مي‌باشد كه از جمله آانان مي‌توان به: آية‌الكرسى (آيات 257-255سوره مباركه بقره)- آية: وجعلنا من بين ايهديهم.... (آية 9 سوره يس)- آية: امن يجيب المضطر اذا... (بخشى از آية 62 سوره نمل) اشاره كرد ـ همچنين ذكر نمونه‌اي زير خالى از لطف نيست:

ـ قدرت شفابخشى تكرار سوره حمد19: دورى از فقر، قدرت بخشى به حافظه، بهره‌مندى از توفيقات الهى و فزونى روزى در نتيجة قرائت سوره واقعه20، توصيه به قرائت سوره ماعون با صداى بلند در نماز عشاء براى در پناه خداوند بودن تا صبح21.

اما هنوز توجهى بايسته به تأثيرات بر زبان جارى ساختن الفاظ قرآن نشده است گر چه در تحقيقات اندك به جنبة اعجازى شنيدن آيات قرآن پرداخته شده است.

گروهي از پژوهشگران و پزشكان كشورمان در سال 1382 اقدام به آزمايشات و تحقيقات جالبي نمودند. آنان طى اين آزمايش 40 بيمار همسان كه نياز به عمل جراحى داشتند را به دو دسته مساوى تقسيم نمودند. در روز عمل براى يك گروه از آنها از صبح زود تا لحظة عمل كه بعد از ظهر همان روز بود به پخش تلاوت آيات قرآن در اتاقشان پرداختند و براي گروه دوم اين كار را صورت ندادند و صداى عادى محيط بيمارستان در اتاق آنها به گوش مي‌رسيد.

سپس در هنگام عمل نتايج متفاوت و جالبى براى پزشكان و پژوهشگران حاصل آمد. گروهى كه از صبح در معرض شنيدن قرائت آيات قرآن در اتاق خود بودند از آرامشى بالاتر،‌ضربان قلب طبيعي‌تر و اضطراب و دغدغة كمترى برخوردار بودند.22

آيا اين احساسات و تاثيرات تنها ناشى از شنيدن مطالب و مفاهيم اشاره شده در اين كتاب آسمانى است؟

اگر اين چنين است آن بيماران كه معانى آيات شنيده شده را نمي‌دانستند!.

اين جنبه از اعجاز قرآن در درجه نخست به احساسات مبهمي‌بر مي‌گردد كه در قلب خواننده يا شنونده بر مي‌انگيزد.23

اما به نظر مي‌رسد علاوه بر فوائد معجزه آساى شنيدن آيات وحي، خواندن اين آيات نيز داراى تأثيرى معجزه آسا باشد.

در قرآن و همين طور احاديث فراوانى به درست قرائت شدن آيات عربى براى ايجاد تاثيرات نهفته در قرآن توصيه شده و حتى گفته شده كه اگر سواد عربى هم نداريد و مفاهيم عميق مطرح شده در اين كتاب آسمانى را متوجه نمي‌شويد با اين حال باز هم به قرائت آيات به زبان عربى و به‌طور كاملاً صحيح بپردازيد و يا به قرائت آنها گوش فرا دهيد. حال به بيان تعدادى از اين آيات قرآن يا احاديث كه به درست قرائت كردن آيات قرآن توصيه نموده‌اند مي‌پردازيم :

ـ قرآن ذكرى با بركت است.

ـ قرآن را به ترتيل بخوانيد (مزمل آية 4).

ترتيل (كه خواندن آيات قرآن به‌ آن شيوه توصيه شده) ادا نمودن حروف و رعايت موارد وقف مي‌باشد. همچنين در معنى آية شريفة "ورتل القرآن ترتيلا" در حديثى به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه: قرآن را با مكث و تأنى بخوانى و صدايت را به تلاوت آن زيبا كني24

حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند:

ـ قرآن را نيكو ادا كنيد و شگفتيهاى آن را پي‌‌جويى كنيد25

قرآن را با لحن عربى و لهجة آن بخوانيد 26.

ـ قرآن را با عربى آن فرا گيريد و از قرائت حرف با كلمه زائد در آن بپرهيزيد.27

ـ قرآن را به عربى صحيح بخوانيد و عجايب آن را استخراج كنيد28.

امام على (عليه السلام) مي‌فرمايند: بهترين ذكرها قرآن است كه با آن فراخى سينه و قلب ميسر است و باطن و نهان انسان بدان وسيله نورانى مي‌شود29.

ـ در تلاوت قرآن، آن را بخوبى بيان كن و همانند شعر آن را به تندى مخوان و مانند ريگ آن را پراكنده مساز30

امام رضا (عليه السلام) مي‌فرمايند:

ـ كلمات قرآن را صحيح ادا كنيد31.
شايد واجب بودن قرائت حمد و سوره با صداى بلند در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء براي مردان، وسيله‌اى براى بهره‌مندى از انرژي‌هاى خداوندى در آن اوقات شبانه‌روزي باشد. حال با توجه به توصيه‌هايى كه از جانب خداوند متعال، پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) و تعدادى از امامان بزرگوارمان مطرح شد و با استناد به فرمايشات آنان و كل مطالب مطرح شده در اينجا، احتمال بر اين نكته مي‌رود كه بجز معانى ارزشمند و نكات انسان‌ساز آيه‌ها، در قرآن رموز و شگفتي‌هايى صوتى و كلامي‌در حدى بسيار فراتر از آنچه در فرقه‌ها و طريقت‌هاى ديگر و تاثيرات ناشى از كنار هم قرارگيرى و تلفيق صوت و كلام در اين آيات بزرگ نهفته باشد، كه در پس قرائت صحيح آيات قرآن، ‌هاله‌هايي از انرژي‌هاى مافوق درك آدمي‌را در پيرامون او ايجاد نمايد.

ممكن است تشابهات بعضى از حروف متقاطع كه بيشتر هم در قرآن تكرار گرديده (الم- 6 مرتبه تكرار/ الر- 5 مرتبه تكرار/ حم، 7 مرتبه تكرار و...) با ذكر "اوم" در يوگا و يا ذكر "آمين" كه به قصد بر آورده شدن دعاها خوانده مي‌شود و امثالهم جاى تفكر بيشترى داشته باشند، و درجاتى والا از تاثيرات صوت و كلام را در درون داشته باشند و با ايجاد اين تاثيرات شناخته نشده در صورت قرائت صحيح، كليدي براى تاثيرگذاري‌هاى صوت و كلامي‌آيه‌هاى بعدى آن سوره‌ها در قرآن باشند و شايد اين هم يكى از رموز اين حروف متقاطع باشد.

در فرقه‌هاى ديگر تكرار ذكر است (در حد نياز) كه اثربخشى ذكر را قوت مي‌بخشد و در قرآن نيز، هم آهنگ بودن انتهاى بعضى آيات شايد به نوعى عمل ت

ادامه مطلب

۲ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

كارشناسي علوم انتظامي

ايران كشوري باستاني و با سابقه دو هزار ساله است. كشوري كه در دوران سلسه هخامنشيان ، اولين سيستم حكومتي گسترده امپراطوري را بنيانگذاري كرد و در طي تاريخ پرفراز و نشيب خود، انواع سيستم‌هاي ايجاد نظم و ترتيب را مورد آزمايش قرار داد. يك صد سال پيش ، سيستم نوين ايجاد نظم و امنيت داخلي؛ يعني سازمان پليس در ايران به وجود آمد. براساس اين سيستم پليس ايران به دو قسمت مهم پليس شهري و ژاندارمري تقسيم گرديد. پس از انقلاب اسلامي، كميته انقلاب اسلامي نيز به عنوان يكي از اركان مهم حفظ نظم و امنيت داخلي و دفاع از ارزش‌هاي انقلاب در داخل كشور، به اين مجموعه افزوده شد. در سال 1370 با تصميم مجلس شوراي اسلامي اين سه نيرو در يكديگر ادغام و سيستم پليس واحد به وجود آمد. به دنبال طرح ادغام شهرباني، ژاندارمري ، كميته انقلاب اسلامي و پليس قضايي، دانشگاه پليس نيز به "دانشگاه علوم انتظامي" با سازمان و ساختاري جديد تغيير يافت. اين دانشگاه يكي از مهمترين واحدهاي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران براي جذب و به كارگيري جوانان شايسته و تربيت و آموزش آنان است. اين دانشگاه در مقطع كارشناسي داراي شاخه‌هاي انتظامي، كشف جرائم، اطلاعات، راهنمايي و رانندگي و خدمات و پشتيباني است و دانشجويان از ترم چهارم، شاخه يا گرايش خود را انتخاب مي‌كنند. مقطع كارداني علوم انتظامي نيز داراي گرايش‌هاي راهنمايي و رانندگي و انتظامي است.شاخه انتظامي بخش انتظامي، بخش مأموريتي نيروي انتظامي در پاسگاه‌ها و كلانتري‌هاي موجود در سطح شهر و روستاها است و دانشجوي انتظامي دانش و مهارت‌ لازم را براي فعاليت در اين بخش به‌دست مي‌آورد.در واقع اولين وظيفه كارشناس انتظامي انجام تمهيداتي براي جلوگيري از جرم‌خيزي است. براي مثال براي پيشگيري از سرقت، كارشناس انتظامي بايد به مردم هشدارها و اطلاعات لازم را بدهد، هشدارهايي از اين قبيل كه بهتر است درِ خانه را شب‌ها قفل كنند يا شب‌ها، پنجره‌ها را باز نگذارند. در واقع كارشناس علوم انتظامي با اين هشدارهاي بسيار ساده اما مؤثر، به آموزش عمومي و فرهنگ‌سازي مي‌پردازد و از جرم‌خيزي پيشگيري‌ مي‌كند. پس اولين وظيفه نيروي انتظامي، فراهم كردن شرايط اجتماعي به گونه‌اي است كه سطح امنيت عمومي بالا برود. البته اين وظيفه تمام متخصصان نيروي انتظامي است اما در شاخه انتظامي، اولين و مهمترين وظيفه، آموزش و پيشگيري است.


درس‌هاي اين رشته در طول تحصيل:
دروس مشترك در شاخه‌هاي مختلف نيروي انتظامي :
سازمان و مديريت و نگرش در مديريت اسلامي، مقدمات علم حقوق، روانشناسي رشد، حقوق اساسي‌، نقشه‌خواني، حفاظت اطلاعات ، حقوق جزاي عمومي ، سازمان و وظايف نيروي انتظامي ، تاريخ سياسي معاصر ايران ، گزارش‌نويسي ، جنگ‌افزار‌شناسي، جغرافيا ، روانشناسي اجتماعي ، حقوق مدني ، آشنايي با كامپيوتر ، ورزش رزمي ، اصول و قواعد نظامي ، مقابله با سوانح و بلايا ، جنگ‌افزار‌شناسي نيمه‌سنگين، عبور از موانع و عمليات اعتماد به نفس، مباني اطلاعات، روش‌ها و فنون تدريس جرائم نيرو‌هاي مسلح، آيين‌ دادرسي كيفري، آيين دادرسي مدني ، حقوق جزاي اختصاصي ، مكانيك اتومبيل ، زبان تخصصي ، كاربرد قانون سلاح ، تاكتيك دسته در آفند و پدافند، امور انتظامي، آشنايي با راهنمايي و رانندگي، شناسايي مين و تله‌هاي انفجاري ، آشنايي با قاچاق ، مبارزه با مواد مخدر ، كشف علمي جرائم ، دروس تحقيقاتي ، جنگ‌هاي ويژه ، آسيب‌شناسي و مفاسد اجتماعي ، مخابرات ، جمع‌آوري ، كنترل اجتماعات، پزشكي قانوني ، تنظيم گزارشات قضايي ،كارورزي .
دروس تخصصي شاخه انتظامي:
جامعه‌شناسي شهري و روستايي، تاكتيك گروهان ، عمليات در كوير، كوهستان و جنگل، اصول ترافيك ، آيين راهنمايي و رانندگي، حمل بار، مسافر و كار و ابعاد وسايل نقليه ، شماره‌گذاري، آزمايشات رانندگي و تصادفات ، وظايف فرمانده پاسگاه در شرايط عملياتي ، عمليات گشتي - كمين و ضد كمين ، اماكن عمومي ، هدايت پاسگاه، دسته و گروهان ، جغرافياي شهري و روستايي .
شاخه كشف جرائم:
بدون شك وظيفه نيروي انتظامي در هر جامعه‌اي پيشگيري از جرم است، اما هر چقدر كه بر روي پيشگيري كار شود، باز در جامعه جرم‌هايي اتفاق مي‌افتد و در اكثر موارد نيز مجرم ‌مشخص نيست و دستگير نمي‌شود. در اين ميان، وظيفه مأمور نيروي انتظامي شاخه كشف جرائم، اين است كه جرم پنهان مانده را كشف و مجرم را دستگير كند؛ يعني كارشناس كشف جرائم بايد صحنه جرم را ببيند، شواهد صحنه را جمع‌آوري و براساس شواهد، تئوري‌سازي كند و سپس تئوري‌هاي مختلف را در كنار هم گذاشته و يك يك آنها را بررسي كند تا به تئوري نهايي برسد و براساس آن تئوري، فرد متهم را پيدا و دستگير كند و از او بازجويي نمايد. در واقع فارغ‌التحصيلان كشف جرائم، همان كارآگاه‌ها هستند. اين شاخه داراي 5 گرايش آگاهي، تشخيص هويت، مبارزه با جرائم اقتصادي، مبارزه با مواد مخدر و مبارزه با مفاسد اجتماعي است. (گفتني است كه دانشگاه علوم انتظامي هر ساله در تمامي گرايش‌هاي فوق دانشجو نمي‌پذيرد بلكه با توجه به نياز و ضرورت نيروي انتظامي، گرايش‌هاي ياد شده ارائه مي‌شود.)
دروس اصلي مشترك در گرايش‌هاي مختلف كشف جرائم :
جرم‌شناسي ، حقوق جزاي عمومي، حقوق جزاي اختصاصي (جرائم عليه اشخاص، جرائم عليه اموال و مالكيت، جرائم عليه امنيت، آسايش و اخلاق عمومي)، آيين‌ دادرسي كيفري، ادله اثبات دعواي كيفري ، حقوق ديپلماتيك و آداب كنسولي ، حقوق مدني، آئين دادرسي مدني ، پزشكي قانوني ، بررسي اصالت اسناد، طرز تشكيل پرونده قضايي،‌آشنايي با سازمان بين‌الملل پليس جنايي (اينترپل)، آشنايي با بمب و تله‌هاي انفجاري، جرائم سازمان يافته ، جرائم رايانه‌اي ، كاربرد رايانه در كشف جرائم ، ‌زبان تخصصي ، مشاهده،‌ توصيف و چهره‌نگاري، روانشناسي عمومي، جغرافياي شهري و شهرشناسي، جامعه‌ شناسي جنايي، بزهكاري و اطفال نوجوانان ، احكام تخصصي كشف جرائم ، مباني جامعه شناسي، كارورزي .(با توجه به تعدد گرايش‌هاي كشف جرائم ، از ذكر واحدهاي تخصصي هر گرايش خودداري شده است.)
شاخه اطلاعات:
همان‌طور كه از عنوان اين شاخه پيدا است،‌ واحد اطلاعات نيروي انتظامي به فعاليت‌هاي اطلاعاتي مي‌پردازد؛ يعني در اين واحد،‌ اطلاعات تمام رفتارهاي اجتماعي كسب مي‌شود و آمار و ارقام لازم جمع‌آوري مي‌گردد.براي مثال، نيروي انتظامي براي آگاهي از برنامه و خط و ربط گروه‌هاي حمل قاچاق مواد مخدر نياز به كارهاي اطلاعاتي دارد. همچنين بسياري از سرقت‌هاي مسلحانه سازمان يافته و ساختاريافته است؛ نيروي انتظامي براي اطلاع از اين شبكه‌هاي سازمان يافته به كارشناساني احتياج دارد كه به صورت مخفي فعاليت كنند و اطلاعات مختلف را از شبكه‌هاي مفاسد اجتماعي به دست‌ آورند. سپس اطلاعات كامل و جامع را به مراجع علني نيروي انتظامي بدهند تا عمليات لازم، انجام و افراد مورد نظر دستگير شوند. اهميت اين مسأله زماني آشكار مي‌شود كه توجه داشته باشيم، بخش اصلي نيروي انتظامي، بخش علني آن است و بدون شك نمي‌توان براي جمع‌آوري اطلاعات از شبكه‌هاي مفاسد اجتماعي از اين نيروها ياري گرفت. در واقع نيروي انتظامي بدون ياري و همكاري واحد اطلاعات،‌ مثل خودرويي است كه در شب بدون چراغ حركت كند. به عبارت ديگر چراغ هدايت كننده و روشن كننده نيروي انتظامي، ‌واحد اطلاعات است. از همين رو، در اين شاخه بحث‌هاي اطلاعاتي كشور ـ آنچه به نيروي انتظامي و ساير مردم جامعه مربوط مي‌شود ـ بررسي و مطالعه مي‌شود.
دروس اختصاصي شاخه اطلاعات :
سازمان و مديريت اطلاعات، جمع‌آوري ، حفاظت اطلاعات، عمليات اطلاعات ، بازجويي و مصاحبه ، كشف علمي جرائم ، اماكن عمومي ، ابزارهاي فني اطلاعاتي، آشنايي با كشورهاي همجوار، شناخت تمهيدات امنيتي و اجتماعي، اطلاع‌رساني، احزاب و گروهك‌ها ، اطلاعات رزمي، بزهكاري اطفال و نوجوانان ، حقوق جزاي اختصاصي ، مباني علم سياست، فعاليت‌هاي پنهاني و سازمان‌هاي اطلاعاتي، كارورزي.شاخه راهنمايي و رانندگيشاخه راهنمايي و رانندگي داراي سه گرايش خدمات فني راهور، عمليات انتظامي راهور و مهندسي ترافيك است.گرايش خدمات فني راهور كارشناس خدمات فني راهور، تخصص لازم را براي شماره‌گذاري خودروها، صدور كارت ماشين و برگزاري آزمون رانندگي از متقاضيان گواهي‌نامه رانندگي به‌دست مي‌آورد.
دروس مشترك راهنمايي و رانندگي :
ساختار و مقررات استخدامي ناجا ، سازمان و وظايف رده‌هاي راهور، مقدمه علم حقوق ، حقوق اساسي،‌ جنگ‌افزار شناسي، تيراندازي مشق‌هاي پاي قبضه ، مباني امور انتظامي،‌ روانشناسي عمومي ، مباني جامعه‌شناسي،‌رياضيات پايه ، آيين‌نامه راهنمايي و رانندگي ، كارورزي، جغرافياي شهري و شهرستان‌شناسي، امور انتظامي راهور ، جامعه‌شناسي ترافيك، روانشناسي ترافيك، زبان تخصصي، مقررات حمل بار و مسافر، مقررات بين‌المللي و كنوانسيون‌هاي حمل و نقل، حقوق جزاي عمومي، آيين دادرسي كيفري، مسائل حقوقي تصادفات، آشنايي با قانون مجازات اسلامي، كشف علمي جرائم، اصول مهندسي ترافيك ، مهندسي ترافيك، صدور پروانه‌ها و آزمايش‌ها ، شماره‌گذاري وسائل نقليه ، معاينه فني وسائل نقليه، احراز اصالت وسائل نقليه، كاربرد فيزيك و مكانيك در تصادفات ، تصادفات ، تصادفات عابر پياده ، كاربرد رايانه در امور راهنمايي و رانندگي، احكام تخصصي .دروس تخصصي خدمات فني راهورشناسايي اسناد مجعول،‌ محيط‌زيست و ترافيك، آشنايي با انواع وسائل نقليه،‌ آموزش رانندگي عملياتي ، ارزيابي وسائل نقليه ، آشنايي با كاركرد وسائل وتجهيزات معاينه فني.
گرايش عمليات انتظامي راهور:
در اين گرايش دانشجويان اطلاعات لازم را به عنوان افسر پليس خيابان‌ها و جاده‌ها به دست مي‌آورند؛ يعني كارشناس اين رشته با بازسازي صحنه تصادف وسائل نقليه، مقصر يا مقصران تصادف را شناسايي و خسارت وارد شده را تعيين مي‌كند همچنين مي‌تواند عمليات امداد و كمك‌هاي اوليه را در تصادفات و سوانح انجام دهد.
دروس تخصصي عمليات
ادامه مطلب

۱ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

تفسير سوره دخان

﴿ سوره‌ دخان

مكي‌ است‌ و داراي‌ (59) آيه‌ است‌.

 

وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ را از آن‌ روي‌ «دخان‌» ناميدند كه‌ مشركان‌ زمان‌ پيامبر ص  در آن‌ به‌ قحطي‌ و خشكسالي‌اي‌ تهديد مي‌شوند كه‌ شخص‌ گرسنه‌ را چنان‌ بي‌رمق‌ مي‌گرداند كه‌ از شدت‌ گرسنگي‌، گويي‌ در فضا دودي‌ را مي‌بيند. همچنين‌ اين‌ سوره‌، متضمن‌ تهديد نسلهاي‌ بعدي‌ به‌ ظهور دودي‌ در آسمان‌ به‌مدت‌ چهل‌ روز است‌، كه‌ ظهور اين‌ دود، نشانه‌اي‌ از نشانه‌هاي‌ قيامت‌ مي‌باشد.

محور اين‌ سوره‌، بيان‌ سه‌ اصل‌ توحيد، نبوت‌ و معاد است‌ و با فواصل‌ كوتاه‌ و نزديك‌ به‌هم‌ و تصاوير و تابلوهاي‌ تكان‌ دهنده‌ خود، گويي‌ پتك‌هاي‌ كوبنده‌اي ‌است‌ كه‌ بر قلبهاي‌ غافل‌ و بسته‌ فرود مي‌آيد.

 

ﭑ  ﭒ  ﭓ  ﭔ  ﭕ 

خوانده‌ مي‌شود: «حاء، ميم‌» با مد در ميم‌. و اين‌ دو حرف‌، از حروف‌ مقطعه ‌است‌. «سوگند به‌ كتاب‌ مبين‌» يعني‌ سوگند به‌ قرآني‌ كه‌ خود واضح‌ است‌ و براي‌ تمام‌ نيازمنديهاي‌ ديني‌ و دنيوي‌ نيز بيان‌ روشني‌ دارد. تفسير نظير اين‌ آيه‌، درسوره‌هاي‌ قبل‌ نيز گذشت‌.

 

ﭖ  ﭗ  ﭘ  ﭙ        ﭚﭛ  ﭜ  ﭝ          ﭞ  ﭟ 

جواب‌ قسم‌ در آيه‌ قبل‌ اين‌ است‌ كه: «ما آن‌ را» يعني: قرآن‌ را «در شبي ‌مبارك‌» و فرخنده‌ «نازل‌ كرديم‌» كه‌ شب‌ قدر است‌ و نزول‌ قرآن‌ در آن‌ آغاز شده ‌است‌. يا در آن‌ شب‌، قرآن‌ به‌طور كامل‌ از لوح‌ محفوظ به‌ آسمان‌ دنيا در «بيت‌العزه‌» نازل‌ شده‌است‌. البته‌ بركت‌ و فرخنده‌گي‌ شب‌ قدر به‌ دليل‌ آن‌ است ‌كه‌ نزول‌ قرآن‌ سبب‌ منافع‌ ديني‌ و دنيوي‌ است‌ چنان‌ كه‌ در آن‌ شب‌، خير و بركت ‌نازل‌ مي‌شود و دعا مستجاب‌ مي‌گردد. «هرآينه‌ ما بيم‌دهنده‌ بوديم‌» يعني: قرآن‌ را نازل‌ كرديم‌ تا به‌ وسيله‌ آن‌، بشر را از فروافتادن‌ در شرك‌ و معاصي‌، بيم‌ و هشدار دهيم‌. قتاده‌ مي‌گويد: قرآن‌ تماما در شب ‌قدر از ام‌الكتاب‌ (كتاب‌ مادر) كه‌ لوح ‌محفوظ است‌، به‌ «بيت‌العزه‌» كه‌ در آسمان‌ دنياست‌ نازل ‌شد سپس‌ خداي‌ سبحان ‌آن‌ را در طول‌ مدت‌ بيست‌وسه‌ سال‌، در روز و شب‌ بر پيامبر خويش‌ حضرت محمد ص فرود آورد.

 

ﭠ  ﭡ  ﭢ     ﭣ  ﭤ  ﭥ  

«در آن‌» يعني: در شب‌ قدر «هر كار استواري‌ فيصله‌ مي‌يابد» يفرق: فيصله ‌مي‌يابد، بيان‌ مي‌گردد و نوشته‌ مي‌شود. أمرحكيم: عبارت‌ از كار محكم‌ و استوار است‌، از آن‌ روي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ در آن‌ شب‌ هر چه‌ را كه‌ در يكسال‌ بعد روي ‌مي‌دهد ـ اعم‌ از زندگي‌ و مرگ‌، توانگري‌ و فقر، خير و شر و غيره‌ ـ همه‌ را مي‌نويسد. چنين‌ گفته‌اند مجاهد، قتاده‌ و حسن‌. البته‌ حكمت‌ و مناسبت‌ نزول‌ قرآن ‌در شب‌ قدر اين‌ است‌ كه: نزول‌ قرآن‌ از شريف‌ترين‌ امور حكمت‌ آميز مي‌باشد و اين‌ شب‌ نيز شبي‌ است‌ كه‌ هر امر استوار و محكمي‌ در آن‌ فيصله‌ مي‌يابد. ابن‌كثير مي‌گويد: «هر كه‌ گفته‌ است‌ كه‌ شب‌ قدر، شب‌ نيمه‌ شعبان‌ است‌، قطعا از طلب‌ آن‌ دورمانده‌ است‌ زيرا نص‌ قرآن‌ بر اين‌ امر صراحت‌ دارد كه‌ اين‌ شب‌ در رمضان ‌مي‌باشد».

 

ﭦ  ﭧ  ﭨﭩ  ﭪ  ﭫ        ﭬ  ﭭ 

«امري‌ است‌ از نزد ما» يعني: خداي‌ سبحان‌ قرآن‌ را درحالي‌ فرود آورد كه ‌متضمن‌ وحي‌ و شريعت‌ اوست‌. أمر: در اينجا به‌ معني‌ وحي‌ است‌. «هرآينه‌ ما فرستنده‌ بوديم‌» يعني: ما بدين‌ جهت‌ اين‌ هشدارها را نازل‌ كرديم‌ كه‌ فرستادن‌ پيامبران به‌ سوي‌ بندگان‌، سنت‌ ماست‌ پس‌ اين‌ ماييم‌ كه‌ پيامبران‌ و از جمله ‌پيامبر خاتم‌ص را فرستاديم‌.

 

ﭮ  ﭯ  ﭰﭱ  ﭲ    ﭳ   ﭴ   ﭵ  ﭶ 

«رحمتي‌ از سوي‌ پروردگار توست‌» يعني: ما با فرستادن‌ پيامبران به‌ سوي‌ بشر، در واقع‌ فرستنده‌ رحمت‌ بر آنها بوديم‌ «بي‌گمان‌ او شنواي‌ داناست‌» خداوندأ  شنواي‌ سخنان‌ بندگان‌ است‌ و به‌ احوالشان‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ مورد نيازشان ‌است‌، داناست‌ پس‌ با توجه‌ به‌ همين‌ نيازهايشان‌ بود كه‌ پيامبران را به‌ عنوان ‌رحمتي‌ از سوي‌ خود به‌سويشان‌ فرستاد.

 

ﭷ  ﭸ  ﭹ  ﭺ  ﭻﭼ   ﭽ  ﭾ         ﭿ  ﮀ 

«پروردگار آسمانها و زمين‌ است‌ و آنچه‌ ميان‌ آن‌ دو است‌ اگر يقين‌ داريد» به‌ اين ‌حقيقت‌. و چنان‌كه‌ گفتيم‌، مشركان‌ مكه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اقرار و اعتراف‌ داشتند.

 

ﮁ  ﮂ   ﮃ  ﮄ  ﮅ  ﮆﮇ  ﮈ       ﮉ  ﮊ  ﮋ  ﮌ 

بعد از اثبات‌ ربوبيت‌ خويش‌ در آيه‌ (7)، اكنون‌ حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه ‌كريمه‌، به‌ اثبات‌ وحدانيت‌ و قدرت‌ خويش‌ مي‌پردازد: «خدايي‌ جز او نيست‌، او زنده‌ مي‌كند و مي‌ميراند».

سپس‌ يك‌بار ديگر مخصوصا بر ربوبيت‌ خويش‌ براي‌ بشر، تأكيد مي‌گذارد تا به‌ اين ‌حقيقت‌ توجه‌ داده‌ باشد كه‌ فقط او شايسته‌ و سزاوار پرستش‌ است‌ نه‌ ديگران: «پروردگار شما و پروردگار پدران‌ پيشين‌ شماست‌».

 

ﮍ  ﮎ  ﮏ  ﮐ  ﮑ     ﮒ 

«ولي‌ نه‌، آنها» يعني: كافران‌ «در شكي‌ هستند» در باره‌ توحيد و رستاخيز. «بازي‌ مي‌كنند» در اين‌ اقرار خويش‌ كه‌ خداوندأ آفريننده‌ آنان‌ و آفريننده‌ ساير مخلوقات‌ است‌. يعني: اين‌ اقرارشان‌، آميخته‌ با غفلت‌ و بازي‌ و تمسخر است‌.

 

ﮓ  ﮔ  ﮕ  ﮖ  ﮗ  ﮘ  ﮙ 

«پس‌ منتظر باش‌» اي‌ محمد ص براي‌ آنان‌ «روزي‌ را كه‌ آسمان‌ دودي‌ نمايان‌ برمي‌آورد» به‌ قولي: اين‌ دود از نشانه‌هاي‌ قيامت‌ است‌ كه‌ چهل‌ روز در زمين‌ باقي ‌مي‌ماند. علماي‌ عصرجديد نيز تأكيد مي‌كنند كه‌ در پايان‌كار جهان‌، انرژي ‌خورشيد ضعيف‌ شده‌ و غبار اتمي‌ يا غير آن‌، مانند دودي‌ در فضا ظاهر مي‌شود كه‌ فضا را تاريك‌ مي‌كند. اين‌ دود ـ چنان‌كه‌ در آيه‌ بعد مي‌آيد و در احاديث‌ رسول‌ اكرم‌ ص نيز آمده‌ است‌ ـ فراگير است‌.

به‌قولي‌ ديگر: ظهور اين‌ دود، پديده‌اي‌ بوده‌ كه‌ رخ‌ داده‌ و گذشته‌ است‌ و آن‌، كنايه‌ از قحطي‌اي‌ بود كه‌ براثر دعاي‌ رسول‌اكرم‌ ص بر قريش‌ نازل‌ شد به‌ طوري ‌كه‌ چشمان‌ آنها از فرط گرسنگي‌ چنان‌ تيره‌ و تار شده‌ بود كه‌ ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ را سياه‌ و دودآلود مي‌ديدند. روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ و ديگران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌كريمه‌ از ابن‌مسعودt نيز مؤيد اين‌ معني‌ است: چون‌ قريش‌ رسول‌ خدا ص را نافرماني‌ كرده‌ و با ايشان‌ دشمني‌ ورزيدند و در پذيرش‌ اسلام‌ به‌ سستي‌ گراييدند و كار عناد و ستيزه‌ آنان‌ بر رسول‌ خدا ص سخت‌ دشوار آمد، آن‌ حضرت‌ ص چنين ‌دعا كردند: «اللهم‌ أعني‌ عليهم‌ بسبع‌ كسبع‌ يوسف: بارخدايا! مرا بر آنان‌ به‌ هفت‌سال‌ قحطي‌ ـ مانند سالهاي‌ يوسف‌ ـ ياري‌ كن‌». پس‌ بر اثر دعاي‌ آن‌ حضرت‌ ص، قريش‌ گرفتار قحطي‌ و دشواري‌ سختي‌ شدند تا بدانجا كه‌ از فرط گرسنگي‌ استخوانها را نيز خوردند و اثر اين‌ گرسنگي‌ چنان‌ شديد بود كه‌ چون ‌انسان‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ مي‌نگريست‌، ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ را به‌ شكل‌ دود، سياه‌ مي‌ديد پس‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: +ﮓ  ﮔ  ﮕ  ﮖ  ﮗ  ﮘ  ... _. پس‌ در بحبوحه‌ اين‌ بلا بود كه‌ آنان‌ نزد رسول‌ خدا ص آمدند و گفتند: يا رسول‌الله! از خداوند براي‌ قبيله‌ مضر باران‌ بخواه‌ زيرا مضر از قحطي‌ به‌ هلاكت‌ رسيدند! آن‌گاه‌ رسول‌ خدا ص برايشان‌ باران‌ طلبيدند و باران‌ نازل‌ شد.

 

ﮚ   ﮛﮜ  ﮝ  ﮞ  ﮟ  ﮠ 

«كه‌ مردم‌ را فرومي‌گيرد» يعني: آن‌ دود همه‌ مردم‌ را در بر گرفته‌ و از هر جهت ‌بر آنان‌ احاطه‌ مي‌كند «اين‌ است‌ عذاب‌ دردناك‌» يعني: آنها در هنگام‌ گرفتار شدن‌ در قحطي‌ مي‌گويند: اين‌ عذابي‌ است‌ دردناك‌! يا خداوندأ  اين‌ سخن‌ را برايشان‌ مي‌گويد. ابن‌ كثير آراي‌ مختلف‌ درباره‌ «دخان‌» را نقل‌ كرده‌ و در پايان‌ چنين‌ نتيجه‌ مي‌گيرد: اين‌ قول‌ كه‌ «دخان‌» از نشانه‌هايي‌ است‌ كه‌ ما بايد ظهور آن ‌را قبل‌ از وقوع‌ قيامت‌ انتظار بكشيم‌، قوي‌تر است‌. سپس‌ او در اين‌ باره‌ احاديثي‌ را نقل‌ مي‌كند از آن‌ جمله‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ حذيفه‌بن‌اسيد غفاري‌t است‌كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص از عرفه‌ بر ما فرود آمدند و درحالي‌ كه‌ ما مشغول‌ مذاكره ‌درباره‌ قيامت‌ بوديم‌، فرمودند: «قيامت‌ برپا نمي‌شود تا آن‌گاه‌ كه‌ شما ده‌ نشانه‌ رانبينيد:

1 ـ طلوع‌ خورشيد را از مغرب‌ آن‌.

2 ـ ظهور دخان‌.

3 ـ ظهور دابه ‌الارض‌.

4 ـ خروج‌ يأجوج‌ و مأجوج‌.

5 ـ نزول‌ عيسي‌بن‌ مريم‌ (عليهماالسلام).

6 ـ خروج‌ دجال‌.

7 ـ وقوع‌ سه ‌خسوف: خسوفي‌ در مشرق‌.

8 ـ خسوفي‌ در مغرب‌.

9 ـ خسوفي‌ در جزيره ‌العرب‌.

10 ـ آتشي‌ كه‌ از قعر سرزمين‌ عدن‌ بيرون‌ مي‌آيد و همه‌ مردم‌ را مي‌ميراند و هر جا كه‌ شب‌ بگذرانند، با آنان‌ شب‌ مي‌گذراند و هر جا كه‌ در ظهر بخوابند، همراهشان‌ مي‌باشد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «... مؤمن‌ از آن‌ دود، دچار عارضه‌اي‌ شبيه‌ زكام‌ مي‌شود اما كافر را چنان‌ فرو مي‌گيرد كه‌ در اثر آن‌، بدن‌ وي‌ باد كرده‌ و متورم‌ مي‌شود...».

 

ﮡ  ﮢ  ﮣ  ﮤ     ﮥ    ﮦ  ﮧ 

«مي‌گويند: پروردگارا! اين‌ عذاب‌ را از ما دور كن‌» كه‌ اگر عذاب‌ را از ما دور كني ‌«هرآينه‌ ما مؤمن‌ مي‌شويم‌» روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ مشركان‌ قريش‌ نزد رسول‌اكرم‌ ص آمده‌ و گفتند: اگر خداوند اين‌ عذاب‌ را از ما دور گرداند، ما مسلمان‌ مي‌شويم‌. مراد از عذاب‌؛ گرسنگي‌اي‌ بود كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ اين‌ دود را مي‌ديدند.

 

ﮨ  ﮩ  ﮪ   ﮫ  ﮬ  ﮭ  ﮮ  ﮯ  

«آنان‌ چگونه‌ پند مي‌گيرند» از عذابي‌ كه‌ بر سر آنان‌ فرود آمده‌است‌؛ «و» حال ‌آن‌كه‌ «به‌يقين‌ براي‌ آنان‌ پيامبري‌ روشنگر آمده‌ است‌؟» كه‌ هر آنچه‌ را از كار دين ‌نيازمند آن‌ هستند، برايشان‌ بيان‌ مي‌كند؟.

 

ﮰ  ﮱ  ﯓ  ﯔ  ﯕ  ﯖ  ﯗ 

«پس‌، از او روي‌ برتافتند» يعني: از پيامبر ص روي‌ گردانيدند «و گفتند: او تعليم ‌يافته‌اي‌ ديوانه‌ است‌» يعني: بشري‌ قرآن‌ را به‌ او تعليم‌ داده‌ و او ديوانه‌ است‌. پس‌ چگونه‌ آنان‌ با وصف‌ چنين‌ پندارها و سخنان‌ ياوه‌اي‌، متذكر مي‌شوند و از كجا بر سرعقل‌ مي‌آيند؟!

 

ﯘ  ﯙ          ﯚ  ﯛﯜ   ﯝ    ﯞ  ﯟ 

«ما اين‌ عذاب‌ را اندكي‌ دور مي‌كنيم‌» يعني: ما به‌ زودي‌ به‌ سبب‌ دعاي‌ پيامبر خويشص اندك‌ زماني‌ عذاب‌ را از شما مشركان‌ دور مي‌كنيم‌ و اين‌ زمان‌ اندك‌، مدت‌ باقي‌مانده‌ از عمرتان‌ است‌ «ولي‌ شما در حقيقت‌ باز مي‌گرديد» به‌ سوي‌ شركي‌ كه‌ بر آن‌ بوده‌ايد. و چنين‌ هم‌ شد زيرا به‌ مجرد اين‌كه‌ عذاب‌ از آنان‌ دور شد؛ به‌كفر و عناد خويش‌ بازگشتند.

 

ﯠ  ﯡ  ﯢ  ﯣ  ﯤ       ﯥ   ﯦ 

«روزي‌ كه‌ آنان‌ را به‌گرفتني‌ بزرگ‌» يعني: به‌ سختي‌ و با قوت‌ «فرو مي‌گيريم‌، ما انتقام‌ گيرنده‌ايم‌» گفته‌ شده: مراد از اين‌ روز، روز بدر است‌ زيرا چون‌ مشركان ‌مكه‌ بعد از برطرف‌ شدن‌ عذاب‌، مجددا ب

ادامه مطلب

۱ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

جرم و نحوۀ برخورد با آن در تعاليم ديني(عليرضا پهلوي)

 


يكي از مشكلات جوامع بشري مسئله تخلفات و جرايم است. همۀ جوامع با مجرمين مواجهند كه به مقررات و قوانين جامعه و نظام بي اعتنا هستند و يا از آن قوانين به نفع خود سوء استفاده مي كنند .

صرفنظر از تخلفاتي كه از ديدگاه تمام انسانها جرم تلقي مي شود و براي پيشگيري از آن، قوانين بين المللي تدوين و بكار گرفته مي شود در اين باره كه چه چيزي جرم به حساب مي آيد جوامع گوناگون اختلاف نظر دارند؛ لذا ممكن است يك عمل در جامعه اي جرم و تخلف از قانون به حساب آيد ولي انجام همان كار در جامعه ديگري جرم نباشد و حتي در يك اجتماع ممكن است با گذشت زمان كارهاي مباحي ممنوع شود و يا محدوديتهاي موجود با تصويب قوانيني برطرف شود كه تحولاتي اينچنين در دهه هاي گذشته در جوامع غربي كم نبوده است.

به بن بست رسيدن يك قانون و پيدا شدن مشكلات جديد با اجراي آن نشانگر اين است كه انسان به لحاظ عدم احاطه به ابعاد ناشناخته روح آدمي و به دليل پيچيدگي روابط اجتماعي و نيز تاثيرپذيري از خواسته هاي نفساني و سليقه هاي شخصي نمي تواند در همۀ زمينه ها قانونگذار باشد اما كساني كه خود را تابع حكم خدا مي دانند پيروي از «ثقلين» يعني قرآن و اهلبيت عليهم السلام را وظيفه خود دانسته موازين و مقررات شرعي را بر خواسته هاي شخصي و سليقه اي مقدم مي دارند از ديدگاه چنين كساني مجرم كسي است كه از قوانين خداوند سرپيچي كند و فرامين الهي را زير پا گذارد پس در يك جامعۀ اسلامي واجباتي كه حقتعالي انسانها را به آن مكلف نموده است «معروف» تلقي مي شود و محرماتي كه از آن بازداشته است«منكر» مي باشد و «امر به معروف و نهي از منكر» كه يكي از واجبات بسيار با اهميت است بهترين و موثرترين شيوه براي حل مشكل جرايم و تخلفات به شمار مي آيد.

روشن است كه بهترين راه حل يك مشكل ريشه يابي و مبارزه با علت آن است براستي چه چيزي مي تواند انگيزۀ اصلي جرايم باشد و گناه از كدام سرچشمه نشات مي گيرد و چگونه بايد با آن مقابله نمود؟ با نگاهي گذرا به روايات شريفه مي توان فهميد كه دوستي دنيا و اشتياق به آن سرچشمۀ تمام جرايم بزرگ و كوچكي است كه در اين دنيا اتفاق مي افتد و تعبير زيباي «حب الدنيا راس كل خطئيه» در روايات متعددي آمده است كه مناسب است در اينجا يكي از آنها را يادآور شويم:

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: «از پرخوري بپرهيزيد زيرا كه غذاي اضافي قلب را مسموم
مي كند و اعضاء و جوارح را از عبادت و طاعت خداوند باز مي دارد و با سست نمودن اراده، مانع تصميم آدمي براي شنيدن موعظه مي گردد و از نگاههاي اضافي و غير ضرور بپرهيزيد زيرا كه نگاه زيادي تخم هوي و هوس را در دل مي نشاند و نيز غفلت ايجاد مي كند و برحذر باشيد از اينكه طمع را شعار خود كنيد شعار علامتي است كه شخص را به آن مي شناسند و نيز چيزي است كه هميشه همراه و ملازم انسان است  طمع روح و جان آدمي را با حرص و بخل شديد آميخته و آلوده مي سازد و مهري كه نشان حب دنيا بر آن حك شده است بر قلب آدمي مي زند در حالي كه حب دنيا كليد هر معصيت و سرچشمه و سرآمد هر گناه و سبب نابودي حسنات و كارهاي نيك است.

از اين روايت به خوبي مي توان فهميد كه تمام خصلتهاي ناپسند در ميل به دنيا و وابستگي به آن، نهفته است لذا غفلت از آخرت و دوستي با دنيا و اهل آن، دروازۀ تمام معاصي را به روي انسان مي گشايد. دربارۀ  اينكه چرا توجه به دنيا از ايمان به آخرت مي كاهد و يا آنرا از بين مي برد حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه جملات روشنگري دارد. آن حضرت در يكي از خطبه هاي خود پس از توصيف نعمتهاي نامتناهي عالم آخرت كه براي انسانها مهيا شده است مي فرمايد:

«... سپس دعوت كننده اي را فرستادي كه به آخرت و نعمتهاي آن فرا مي خواند اما اهل دنيا دعوت او را اجابت نكرده و در آنچه كه به آن ترغيب كرده بودي رغبت ننموده تمايلي نشان نداند و بدانچه تشويق به آن كرده بودي مشتاق نگشتند(بلكه) به مرداري روي آوردند كه با خوردن آن رسوا شدند
( دنيايي كه) بر دوستي آن متحد گشته اتفاق نمودند و هر كس به چيزي دل ببندد و بدان عشق ورزد محبت زياد، چشم او را كم سو (كور) و قلبش را مريض مي كند- به طوري كه عيب آنرا نديده زشتيش را زيبا مي پندارد- پس از آن، ديگر با چشم معيوب مي نگرد و با گوشي كه (نسبت به حقايق) ناشنوا است مي شنود. خواسته هاي نفساني عقل او را شيفته و مفتون خود نموده است؛ در نتيجه او بندۀ دنيا و بندۀ كسي است كه در دستش چيزي از حطام- اموال فناپذير-دنيا باشد به هر طرف كه دنيا بگردد او نيز به همان سو مايل مي شود و به هر كجا كه روي آورد او نيز بدانسوي روي آورده متوجه آنجا مي شود...»

حضرت علي عليه السلام در اين كلام شريف تصريح
 مي كند كه دوستي دنيا انسان را مريض مي كند و تعادل روحي وي را بهم زده تشخيص او را از بين مي برد،
همانگونه كه وقتي كسي به مرضي مبتلا مي شود ميكرب به تدريج بدن او را آلوده مي سازد، بر قواي مريض تاثير گذاشته و يا آنها را از كار مي اندازد در چنين حال قواي دراكۀ بيمار درست كار نمي كنند و قدرت سنجش آنها از بين مي رود و تشخيص صحيحشان سقيم مي شود؛ همان كسي كه در زمان سلامتي مزه غذاها را مي فهميد اكنون هر غذايي به ذائقه اش تلخ مي آيد همو كه صداها را مي شنيد اكنون نمي شنود يا آنها را در هم مي فهمد بوها را نمي فهمد و نيز در تشخيص رنگها دچار اشتباه مي شود؛ دست و پايش از او فرمان نمي برند و اين همه نتيجه شديد شدن مرض اختلال قواي اوست حال بايد ديد چه كسي مي تواند او را از اين وضع نجات دهد و سلامت از دسته رفته را به او برگرداند. درمان اين مرض، پزشك ماهري مي خواهد كه بتواند علت مريضي و ميزان تاثير آن را تشخيص دهد و طريقه درمان آنرا بداند و نيز دلسوز و مهربان باشد. در چنين موقعيتي طبيب دلسوز پا به پاي مريض پيش مي رود و مرحله به مرحله به درمان او مي پردازد ابتدا راه درمان و معالجه را در پيش گرفته داروهاي موثر خود را بكار مي گيرد؛ اگر در اين مرحله نتيجه اي نگرفت آنگاه نوبت به عمل جراحي مي رسد؛ در اينجا دلسوزي او اقتضا مي كند كه عضوي را كه درمان پذير نيست جراحي كند، عضوي كه فاسد گشته و منشا سرايت مرض به اعضاي ديگر شده است . حال بايد ديد چگونه مي شود كه مريض است نياز به درمان نداشته باشد؟ چگونه مي شود درمان بيمار مهارت و بصيرت بخواهد ولي درمان مجرم و گنهكار بصيرت و آگاهي لازم نداشته باشد؟ چگونه است كه بدون تشخيص مرض نمي توان اقدام به مداوا كرد و هر دارويي را نمي شود تجويز نمود و هر عمل جراحي را نبايد پيشنهاد كرد اما در برخورد با مجرم، ريشه يابي و تشخيص لازم نباشد و اين كار تخصص و ورزيدگي نخواهد و دقت در برخورد و وسواس در نحوۀ اصلاح او مطرح نباشد؟!

گناهان و جرايم علامت و بيانگر امراض پنهاني هستند كه در دل و جان آدمي رخنه كرده قواي روحي او را بيمار و ناتوان ساخته اند فرق مريض بدن با مريض روح در اين است كه وقتي عضوي دچار بيماري مي شود درد و ناراحتي آن انسان را بي تاب مي كند و او را وادار به مراجعۀ به پزشك مي نمايد اما كسي كه روح و روان او آلوده گشته و قلب سليم او بيمار شده نه تنها درد خود را نمي فهمد بلكه گاه خود را سالم و كار خود را صحيح و فكر و عمل ديگران را نادرست مي پندارد در اينجا ديگر طبيب نفس نبايد منتظر مريض بماند زيرا كه او به سراغ طبيب نخواهد رفت اين طبيب است كه بايد به سراغ مريض رفته او را درمان كند. امام علي عليه السلام در بخشي از خطبۀ ملاحم، آنجا كه اوصاف رسول خدا صلي الله عليه و آله را بيان مي كند مي فرمايد:

«محمد صلي الله عليه و آله طبيبي بود كه با طبابت خويش همواره (در ميان مردم) گردش مي كرد (طبابت او جايگاه مشخص و وقت معيني نداشت) آن حضرت سودمندترين و استوارترين مرهمها را براي مداوا انتخاب كرده و ابزار خود را (براي جراحي و داغ نهادن) سرخ و تفتيده كرده بود و از آن ابزارها و مرهمها در جاهايي كه نياز به آنها بود مانند قلبهاي كور و گمراه و گوشهاي كر (و ناشنواي حق) و زبانهاي لال (و گنگ از سخن درست) براي مداوا استفاده مي كرد او با داروها و ابزار خود به دنبال مواضع غفلت و جايگاههاي حيرت و گمراهي بود- يعني در جايي كه مرهم نصيحت و نرمي نوازش در سلامت مريض اثر نمي گذاشت با تيزي شمشير و تندي عذاب و مجازات، گمراهان را از خواب غفلت بيدار كرده از تحير و گمراهي نجات مي داد.

مراتب مداواي رسول خدا صلي الله عليه و آله كه در اين خطبه آن اشاره شده است همان مراتب امر به معروف و نهي از منكر است و از آنجا كه اين كار وظيفۀ همۀ مسلمانان است آگاهي از مراتب و نحوۀ آن براي همگان لازم است خصوصا براي كساني كه علاوه بر وظيفه شرعي، وظيفه كاري آنان با مجرمان و خطاكاران به نحو در ارتباط است مانند نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي ، قضات دادگستري و كاركنان دستگاه قضايي و تمام كساني كه در ندامتگاهها با زندانيان و نيز خانوادۀ آنان سرو كار دارند در اين رابطه توجه به اين نكته ضروري است كه هدف از زنداني كردن مجرم و محصور نمودن او علاوه بر مجازات و تنبيه او و نيز جلوگيري از ادامۀ تخريب و نيز سرايت بيماري او به ديگران، اصلاح و تربيت او نيز مي باشد؛ زندان همانند بيمارستاني است كه بيماران صعب العلاج را مدتي نگه مي دارد تا مداوا شوند و سلامت از دست رفته به آنان بازگردد. در بيمارستان در مرحلۀ اول سعي مي شود با استفاده از دارو و مرهم، بيمار مداوا شود و اگر در اين مرحله نتيجه اي به دست نيامد نوبت به عمل جراحي مي رسد دستور قرآن و ائمه عليهم السلام در مورد امر به معروف و نهي از منكر به همين شكل است. نصيحت به مجرم و پند و اندرز دادن به او و حلم ورزيدن در برابر گستاخي او داروي موثري است كه در رابطه با هر متخلفي به كار گرفته مي شود حتي در مواردي كه اميدي به اصلاح مجرم از طريق پند و اندرز نيست، از ديدگاه قرآن و روايات ترك آن روا نيست؛ زيرا هيچگاه اميد اثرپذيري و توبه به صفر نمي رسد و حتي دربارۀ شخصي مثل فرعون قرآن به موسي و هارون دستور مي دهد كه با ملايمت و نرمي با او سخن گويند شايد كه متذكر شود و از خدا بترسد.

تيغ حلم از تيغ آهن تيزتر       بل زصد لشگر ظفر انگيزتر

و نيز پند و اندرز در موردي كه يقين داريم كه تاثير
نمي كند از جهت اتمام حجت لازم است خداوند متعال در قرآن فرموده است كه ما مجرمين را عذاب نمي كنيم مگر اينكه با فرستادن پيامبران خود حجت را بر آنان تمام كرده باشيم تا نتوانند عذر و بهانه بياورند كه خدايا چرا پيامبري را براي ما نفرستادي تا ما تابع آيات و فرامين تو باشيم. البته امر به معروف و نهي از منكر در اين مرحله باقي نمي ماند و در صورتي كه پند و اندرز بي اثر بود نوبت به مراحل بعد مي رسد كه مراحل و شرايط آن در كتابهاي فقه موجود است .

 

والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب

۱ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

حقوق

تعريف حقوق

ا- حقوق به معناي اصلي:

 مجموعه قوانين و مقررات حاكم بر ارتباط اجتماعي انسان ها كه باعث نظم در جامعه مي شود.

داخلي

عمومي

خصوصي

 

 


تقسيمات حقوق

خارجي(بين الملل)

عمومي

خصوصي

عمومي: يكي از طرفين ارتباط دولت باشد يا هر دو طرف نهادهاي دولتي باشد.

 

 

 

 

 


داخلي

خصوصي: اگر دو نفر تابع يك حكومت با هم ارتباط برقرار كنند

 

عمومي(بين الملل): روابط دولتها و روابط آنها با سازمانهاي بين المللي است.

 

 

 

 


خارجي:

خصوصي خارجي: اگر يكي از طرفين ارتباط اجتماعي تبعه بيگانه باشد.

 

 

 

 


مثال: داخلي عمومي: مثل اينكه يك طرف تنها دولت يا هر دو طرف

مثلاً فرمانداري از جهاد ماشين مي گيرد. در اين حال دو طرف دولت است و عمومي تلقي مي شود.

2- معناي فرعي حقوق:

الف) گاهي حقوق به صورت جمع حق بكار مي رود.

حق يا امتيازي كه دولت يا مردم يا شرع مقدس براي شخص قائل است كه ديگران بايد به آن احترام بگذارند. مثال: حق تقدم- حق ارث حق مالكيت

ب) حقوق به معني دستمزد ماهيانه است

ج) حقوق به معني تفسير قانون و علم بررسي قانون بكار مي رود مانند: دانشگاه حقوق

 

مهمترين شاخه حقوق عمومي حقوق اداري است.

 

1- اداري: مجموعه مقررات حاكم بر ادارات دولتي و افراد جامعه، يا دو اداره دولتي با هم را حقوق اداري مي گويند.

مرجع رسيدگي: ديوان اداري

مرجع رسيدگي به اختلافات ناشي از حقوق اداري، ديوان عدالت اداري است.

 

تابعيت رابطه معنوي و سياسي افراد يك جامعه يا حاكميت آن جامعه است كه معمولاً با معيار خون و سرزمين برقرار مي شود.

 

2- جزا: مجموعه مقررات و قانون حاكم بر اصلاح مجرمين ، تعقيب مجرمين ، مجازات مجرمين مي باشد يا به تعبيري اگر بين دو نفر ارتباط اجتماعي برقرار شد كه نتيجه آن     1- سلب آزاد با حيثيت و يا آسيب جسم افراد  و نظم جامعه آسيب ديد در چهار چوب حقوق جزا بررسي مي شود.

 مراجع رسيدگي : دادگاه ها عمومي است كه در آن دادسرا به سرپرستي دادستان وجود دارد.

 

3- اساسي: مجموعه قوانين و مقررات حاكم بر دولت و مردم.

4- كار: مجموعه قوانين و مقررات حاكم بر كارگر و كارفرما و اختلافات ناشي از قانون كار است.

چون كارگر در مقابل كارفرما ضعيف است دولت بعنوان شخص سوم وارد مي شود و از كارگر دفاع مي كند.

 

مراجع رسيدگي :  هيأت تشخيص و هيأت حل اختلاف است كه در آينده از آنها صحبت خواهد شد.

 

كيفر خواست:

تقاضاي مجازات توسط دادستان از دادگاه

 

در نتيجه:

تفاوت دعواي حقوقي و كيفري

 در دعوي حقوق با تنظيم دادخواست  مراتب مستقيماً به نزد قاضي مي رود، ولي در كيفري دادستان با تنظيم كيفر خواست پرونده را به دادگاه ارجاع مي دهد.

كليه هزينه دعوي حقوق را مدعي يا ذينفع بايد بپردازد ولي در كيفري هزينه دادرسي وجود ندارد.

 

حقوق خصوصي

 

1- مدني: مجموعه مقررات و قوانين حاكم بر امور مالي و خانوادگي افراد يك جامعه  است. كه مرجع رسيدگي آن دادگاههاي عمومي بخش حقوقي است.

 

2- تجارت: مجموعة مقررات و قوانين حاكم بر تاجر، دفاتر تجاري و اسناد تجاري به همين دليل از حقوق مدني جدا شده كه در دادگاه ها زودتر به مشكلات تجاري رسيدگي شود. علاوه بر قاعده حقوقي قواعد ديگري نيز بر رفتار اجتماعي ، حاكم است از جمله قاعده مذهبي و قاعده اخلاقي است.

 

فرق قواعد حقوق با ديگر قواعد (مذهبي، اخلاقي) چيست؟

1- در قواعد حقوقي حتماً ارتباط اجتماعي بايد برقرار باشد اما قاعده اخلاقي يا مذهبي بر رفتار شخصي نيز حاكم است. و به تعبيري گسترده قاعده اخلاقي و مذهبي بيشتر از قاعده حقوقي است.

2- اگر قاعده حقوقي رعايت نشده  ضمانت اجراي فيزيكي دارد(غرامت، حقوق، حبس، اعدام) ولي اگر قاعده اخلاقي و مذهبي رعايت نشود برخورد فيزيكي وجود ندارد اما فشار از درون بر خود شخص وارد مي شود.

 

تعريف جرم:

هر فعل يا ترك فعلي كه قانون گذار براي آن مجازات تعيين كرده باشد يا اقدامات تأميني تربيتي وضع نموده باشد.

منابع حقوق:

اولين  و مهمترين منبع حقوق قانون است و قانون به دو بخش تقسيم مي شود.

1- اساسي

2- عادي  يا قانون خاص كه توسط قوه مقننه بوجود مي آيد.

قانون از دو طريق بوجود مي آيد:

1- طرح:

عبارت است از مجموعه يا خواسته اي كه حداقل 15 نفر نماينده آنرا امضاء كنند.

 

 

2- لايحه:

 پيشنهادي كه از طرف دولت و وزراء مطرح و تسليم مجلس شوراي اسلامي مي شود. و بعد از تصويب توسط اكثريت نمايندگان ، مصوبه به شوراي نگهبان جهت مطابقت با شرع و قانون اساسي فرستاده مي شود و شوراي نگهبان 15 روز فرصت داد كه نظر خويش را بيان كند و چناچه مصوبه را تأييد نكرد به مجلس شوراي اسلامي برميگراند و چناچه مجلس شوراي اسلامي نظر شوراي نگهبان تأمين نكرد مصوبه مجلس به مجمع تشخيص مصلحات نظام فرستاده مي شود و در نهايت مجمع يا نظر شوراي نگهبان را پذيرفته و مصوبه را باطل و (كان لم يكن) تلقي مي كند يا مصوبه را بدون كم و زياد تأييد مي نمايد.

 

روزنامه رسمي

 روزنامه اي كه تحت عنوان روزنامه رسمي كه هر روز  زير نظر قوه قضائيه منتشر مي شود. و بعد از گذشت 15 روز لازم به اجرا است.

 

بايد توجه داشت كه  وظيفه مجمع تشخيص مصلحت نظام طبق قانون اساسي

1- حل اختلاف بين مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان

2- اعلام نظر مشورتي نسبت به سياستهاي كلي نظام كه از ناحيه رهبري به مجمع ارائه شده است مي باشد و وظايف شوراي نگهبان علاوه بر نظارت بر مصوبات مجلس و كليه مقررات ديگر كه بايد انطباق داشته باشد و تصويب قانون اساسي به عهده اين شوراء است. البته انطباق مصوبه مجلس با شرع مقدس با 6 نفر فقيه عضو شوراي نگهبان مي باشد و انطباق با قانون اساسي به عهده هر 12 نفر عضو شوراي نگهبان است.

 

بخشنامه ها و آئين نامه هاي قوه مجريه

قانون براي اينكه بهتر اجرا شود به بخشنامه نياز دارد و بخشنامه نيز نبايد مخالف قانون باشد.

بلكه بايد براي حسن  اجراي قانون است.

اگر اعتبار داشت: تفسيري

اگر بخش نامه ها مخالف قانون باشد، مرجع تشخيص به عهده ديوان عدالت اداري است و اگر مخالف شرع باشد  ديوان عدالت اداري آنرا به شوراي نگهبان مي فرستد و در صورت تشخيص باطل مي شود.  

 


اگر اعتبار نداشت: آمره

مخالفت افراد نسبت به قانون

 

 

قانون با معيار ديگري به دو دسته تقسيم مي شود:

آمره: اگر مخالفت افراد نسبت به قانون معتبر نباشد آمره مثل: اكثر مواد قانوني جزا- كار

تفسيري: اگر مخالفت افراد نسبت به قانون معتبر باشد- مثل اكثر مواد قانون مدني يا تجارت.

 

3- نظريه علماي حقوق:

 بعضي از اصطلاحات حقوقي كه در متن قانون به كار رفته است براي تشخيص نظر قانون گذار بايد تفسيري شوند و اين تفسير توسط علماي حقوق صورت مي گيرد كه اينها منجر به دكترين حقوقي مي شود كه يكي از منابع حقوق است.

 

4- رويه قضايي:

نظريه نهايي مستشاران ديوان عالي كشور نسبت به يكي از دو رأي متضاد كه در موارد مشابه توسط دادگاه صادر شده است مي گوشند.

 

5- فرامين رهبري:

در بعضي از موراد براي مردم مشكل پيش مي آيد  رهبر فرماني را صادر مي كند كه لازم اجراء است، از قبيل عفو عمومي.

 

6- عرف محل:

رويه اي است كه قانون در مورد آن  به صراحت وضع نشده ولي مردم طبق عرف همان محل بصورت عادت انجام دهند كه لازم اجرا است و همچنين الفاظ حقوق بر معناي عرف مردم حمل مي شود.

اعتبار قانون

1- قانون اساسي

2- قانون (عادي ، خاص)

3- بخشنامه  و آئين نامه ها.

 

شرايط اساسي صحت معاملات طبق ماده 190 قانون

1- اهليت:

يعني طرفين معامله  ع

ادامه مطلب

۱ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

DNA

بسم الله الرحمن الرحيم

 

كمي بعد از كشف dna در سال 1953 مشخص شد كه مشخصات ژنتيكي مولكولي پستانداران از هر نفر  به نفر ديگر متفاوت است بعد از ان بود كه يك پژوهشگر فوق دكترا در دانشگاه اكسفورد در انگلستان به دانشگاه لستر آمدتا تحقيقات بيشتري در اين زمينه انجام دهد وي موفق شد روشي موسوم به تشخيص هويت مبتني بر dna  معرفي كند كه با تشخيص هويت مشخصات ژنتيكي موسوم افراد شنا سا يي مي شود اين مكتشف بزرگ هنوز پشت اين ديوارها مشغول تحقيق در مورد ويژگيهاي ديگر dna است قصد داريم با اين دانشمند كه مسير علم و تاريخ زيست شناسي را تغيير داد صحبت كنيم فن موسوم به اثر انگشت dna يا تشخيص هويت مبتني بر dna امروزيكي از متداولترين روشهاي تشخيص هويت در سراسر جها ن است او پروفسورسر الك جفري نام دارد . مردي كه بيشتر از دويست كتاب مقاله و گزارش علمي به چاپ رسانده وعضو هيئت علمي ده دانشگاه مهم در سراسر جهان است او چندين جايزه علمي بزرگ از جمله جايزه بين المللي البرت انيشتن را به خود اختصاص داده است اگر بيننده اين برنامه باشيد شاهد گفتگوي ما با سرالك جفري خواهيد بود كه در مورد كشف علمي خودوآينده علم ژنتيك صحبت خواهد كرد .

سر الك جفري متشكرم كه در برنامه ما شركت كرديد گفتگو با شما با عنوان يك دانشمند بر جسته تاريخ هيجان انگيز است كه در مسير تاريخ علم تاثير گذار بوده است در مورد موفقيت خود صحبت كنيد .سر الك جفري : خب از اول شروع مي كنم كار علمي من از هشت سالگي آغاز شد پسر بچه ي كوچكي بودم كه مواد شيميايي بسيار خطرناك كه پدرم خريده بود به ازمايش پرداختم هنوز لكه سوختگي روي صورتم مؤيد آن آزمايشها است ميكروسكوپ كوچكي داشتم وبه شدت به زيست شناسي وشيمي علاقمند بودم در حقيقت يك دانشمند  بار آمدم كنجكاوي عجيبي در مورد جهان داشتم و نحوه ي آزمايش وكشف را فرا گرفتم دبستان و دبيرستان و دانشگاه هم در زندگي من مؤثر وهمه چيز در همان هشت سالگي آغاز شد .

مدرسه ودانشگاه چقدر در پرورش ذهني وعلمي شما مؤثر بود؟ سر الك جفري : خيلي زياد اما به نظر من يك دانشمند بدنيا آمدم مدرسه چهارچوب يك ذهنيت علمي را به من داد زيست شناسي، شيمي ، فيزيك، رياضي وامثالش بعد از دانشگاه بيوشيمي وژنتيك خواندم دانشگاه علم مرا سازمان داد اما من قبل از ورود به دانشگاه علم زيادي اندوخته بودم . آيا در هشت سالگي فكر مي كرديد روزي يك دانشمند بزرگ و مؤثر واقع باشيد؟ نه ، اصلا فكر نمي كردم حتي رفتن به دانشگاه برايم يك آرزو بود من فقط عاشق علم وآزمايش بودم تعداد زيادي كتاب در مورد شيمي ارگانيك خوانده بودم موادي از قبيل زهر مي ساختم انفجار ايجاد مي كردم اصلا به فكر چيز ديگري نبودم فقط كنجكاوي داشتم كنجكاوي محض ولا غير. در آن سن چه كسي الگوي شما بود دلتان مي خواست مثل چه كسي باشيد ؟ سر الك جفري : اصلا كسي را نمي شناختم خيلي بچه بودم سالها ي بعد براي خود الگو ساختم شيفته ي مردي شدم به نام ماكس پولوكس كه اخيرادر گذشت نابغه ي بزرگي بود كسي است كه نقشه ي سه بعدي يك مولكول يك پرو تئين را ساخته است با اين مقام علمي بسيار مهربان بود تمام عمر خود را صرف علم كرد باشهرتي كه بدست آورد هرگز از صفحه ي علم دور نشد حتي در سنين بالاي هشتاد سالگي باز هم همچنان سرگرم آزمايشهاي علمي بود dna ظاهرا در سال 1953 كشف شد چه شد كه شماdna  را در آزمايشگاه علمي خود مهم يافتيد ظاهرا بعد از آمدن شما از آكسفورد به لستر اين اتفاق افتاد چه شد كه اين همه به dna توجه پيدا كرديد ؟ سر الك جفري : خب dna در حقيقت در دهه ي 1870 به وسيله ي دانشمندي به نام فردريك ما يچ من كشف شده بود.

روي جفت هاي كه تازه بدنيا مي آمدند مطالعه مي كرد مواد شيميا يي موجود درجفت گرفته بود ودر آن ماده اي پيدا كرده بود كه به dnaمشهور شد همان اسيد معروف به دي اكسيدرپسdna دهها سال شناخته شده بود اما كسي نمي دانست كه به چه درد  مي خورد . دهه 1940 بشر يافت كه dna  يك ماده اي شيمييايي وراثتي است حاوي اطلاعات مشخص افراد است در 1953 دانشمندي به نام واكسل ساختار dna  بر ملا كرد او مشخص كرد كه اطلاعات شخصي ذخيره مي شود و چگونه به نسل بعد منتقل مي شود. به نظر من در زيست شناسي حوزه بسيار مهمي وجود دارد ابتدا كشف سازوكار مربوط به وراثت بود . دوم كشف dna  وسوم نظريه چارلز داروين كه تكامل انواع را مطرح كرد اين سه حوزه بسيار مهم در زيست شناسي است .

كشف شما هم مهم بود؟ نه ، نه درآن حد. كار شما با dna  از كجا اغاز شد ؟ خب در1953 مشخص شد كه چگونه dna اطلا عات افراد را در خود ذخيره مي كند وبه نسل بعد منتقل مي كند . مسا له اين بود كه چطور به درون dna  رسوب كنيم معلوم بود كه ژنهاي افراد با هم فرق مي كند يعني فرمول شيمييايي افراد مساله بسيار مهم سبود كه دردهه 1970 مطرح شده بود من آ» روزها در امستردام بودم و مشغول تحقيق . در آن ايام به عنوان اولين انسان ، موفق شدم ژن را با چشم ببينم وسط ژن يك حفره بزرگ بود كشف بزرگ ما درآن روز به حساب مي آيد . گفتيم خب يك ازما يشگاه كاملا تخصصي براي مطالعات درست كنيم . قصد داشتيم فقط روي ژن انسان كار كنيم با ابزار ساده آن روز سوال اصلي ما اين بود كه آيا مي توانيم dna  را ببينيم وتفاوتهاي بين انسان را در فرمول شيمييايي dna  ثبت كنيم به نظر ما ويژگي هاي dna افراد اوج تفاوتهي وراثتي انسانها بود رنگ مو ،رنگ چشم ،رنگ پوست ، ساختار بدن ، رفتار انسانها وحتي خصوصيتهاي فردي همه اينها درتفاوتهاي موجود در dna  قابل پي گيري است در اواخر دهه 70 كارمان را شروع كرديم اول نشانه هاي ساده از اين تفاوتها را پيدا كرديم اول فكر كرديم بايد بخشي از dna  وجود داشته باشد كه بيشتر ين تفاوتها را در خود جمع كرده باشد.اين كه در 1980 به ذهن من رسيد .چطور اين فكر به ذهن شما خطور كرد آيا به خاطر مطالعات قبليتان بود؟

نه ، نه يكبار اين اين فكر به ذهن من رسيد همانطور كه ارشميدس درمان      كشف كرد سوال اين بود آيا تفاوتهاي مربوط به dna  درژن ما، دركروموزوم وجود دارد واگر بتوانيم به ان دست پيدا كنيم اتفاق بزرگي خواهد افتاد وتشخيص هويت را ساده مي كند وهم از لحاظ ژنتيك پايه انساني واز لحاظ ژنتيك پزشكي سه سال انواع ازمايشات را انجام داديم تا اخر امر از يك طرح آزمايشگاهي ديگر نتيجه گرفتيم ما مشغول مطالعه ژنتيك بوديم كه در يافتيم از طريق dna  مي توانيم با مشخصات هويتي دست بيا بيم . روز دهم سپتا مبر 1984 بود كه درست ساعت 9:5 بامداد كه ما به اين تصوير دست يافتيم كاملا تصادفي اين اولين اثر انگشت dna است كه بشر به آن دست يافته است يعني دقيقا همين بود؟ سر الك جفري : بله همين بود همين نسخه اصلي است كه مي بينيد تصاوير مبهم ومحو هستند ما چند موجود را مطالعه كرده بوديم الگوهاي متعددي dna  ونحه وراثتي آن دراين نمونه مشخص است .آن روز فهميدم كه نقشه dna يك نقشه تر كيبي است از نقشه پدر ومادر به محض چاپ اين نمونه مي توان فهميد كه dna مشخصات فرد چگونه است. هويت زيست شناختي ،رابطه خانوادگي همه اينها در يك نمونه پيداست يك نمونه dna گياه تنبا كو ،يك نمونه dna  گاو يك نمونه dna انساني هر سه در اين تصوير دركنار هم ديده مي شوند. پس فقط انسان اين ويژگي را ندارد هر موجودي اين خصوصيت را دارد امكان مطالعه بوم شناختي وحيات وحش وبسياري كاربردهاي ديگر فراهم شده بود مساله آن روز ما كيفيت بود .كيفيت اين نمونه بسيار بد بود در آن لحظه چه حالي داشتيد؟بايد خيلي هيجان زده شده باشيد؟ سر الك جفري : خيلي ، خيلي هيجان زده بودم بلا فاصله سه سوال مهم به ذهن من خطور كرد چطور فن آوري اين آزمايش را اصلاح كنيم كه ظرف چند ماه اصلاح شد . مساله دوم اين بود كه ايا كسي از اين كشف ما با خبر خواهد شد آيا علم جديدي در زمينه ي تشخيص هويت مبني بر dna  خواهد بود .فكر مي كردم شايد چند سات بعد استفاده ازاين نوع تشخيص  هويت مورد  توجه قرار گيرد . شايد در برخي مواقع جنايي از اين دانش استفاده شد . مطمئن نبوديد ؟ نه اصلا فكر نمي كردم كه آيا دادگاه مدارك تشخيص هويت مبتني بر dna  را قبول بكنند . اولين نمونه تشخيص هويت درسپتا مبر 1984 به دست آمد . اين نمونه ايست از اولين موردي است كه علم ما موفق به كشف مساله وحل مساله شد . نمونه اصلي كاربردي است . سر الك جفري : بله يك نمونه كاربر دي است چه وقت رخ داد؟ آوريل 1985 حدود شش ماه بعد از ما اين آزمايش از مرز كتجكاوي علمي تا به كاربرد واقعي گذشت مساله آن روز كه مربوط به يك بچه بود كه قرار بود از انگلستان اخراج شود مقامات انگليسي ادعاي اين بچه را باور نمي كرند اين نمونه هويت بچه را با مادر و بچه هاي ديگر خانواده تطبيق داد ونشان داد كه اين بچه عضو آن خانواده است ومساله مهاجرت او حل شد . مقامات انگليسي اجازه دادند بچه به خا نواده اش بپيوندد داستان شگفت انگيزي بود . خيلي جالب بود چطور اين نمونه حاصل مي شود سلولي از بدن بگيريد ونمونه برداري بافت مي كنيد چه مادهاي لازم است كه اين هويت تشخيص داده شود . خب اين بستگي به فن آوري مورد استفاده دارد . اين فن اوري قديمي بود ديگر كاربرد ندارد . روش جديدي به كار گرفته مي شود . ايا اصل ماجرا حل نگرديد آن روز به خون نياز داشتيم در آن مورد از اعضاي خانواده خون گرفتيم و امروز كمي اب دهان هم كافي است . سلولهاي داخل دهان نيز حاوي dna  هستند .هر سلول dna سلولهاي ديگر بدن را در خود دارد . چطور استفاده مي كنيد؟ سر الك جفري: اينجور ، اين نمونه براي همه آزمايش كافي است . با شما دست مي دهم حالا dna  شما روي دست من است ما dna مبادله كر ديم با اين روش جديد فقط به يك سلول نياز داريم قبلا سلولهاي بيشتري لازم بود . روش ما بسيلر حساس شده فقط يك سلول كافي است در پروندههاي جنايي يك سلول باقي ملنده از مجرم در صحنه جرم براي تشخيص او كافي است به آن پرونده موفق مها جرتي يك باره كاربرد روش تشخيص هويت ما جهاني شد باور نكر دني بود . و امروز فقط در امريكا ساليانه 250 هزار مورد تشخيص هويت مذهبي براي نعيين پدر نوزاد صورت مي گيرد دو سال بعد از كشف ما يعني در سال 1986 الين تشخيص جنايي با استفاده از روش ما صورت گرفت روش ما ساده ، دقيق وفوري بود . آن روز يك جنا يتكار در همين شهر لستر دو دختر جوان را مورد تجاوز قرار داده وآنها را كشته بود . مردي به اتهام تجاوز و قتل دستگير شده بود و اعتراف هم كرده بود . خب پليس از ما خواست كه با توجه به دانش و تخصصي كه بدست آورده بوديم در اين پرونده دخالت كنيم . خب من علاقه اي نداشتم اولين بار بود كه در چنين پرونده اي وارد مي شدم سعي كردم نپذيرم اما نهايتا قبول كردم وكار پژوهش وتحقيق علمي ما روي اين پر ونده آغاز شد و نتيجه كار ما هم بسيار مهم بود از نمونه هاي باقي مانده در صحنه ي جرم نقشه ي dna  قاتل تهيه كرديم معلوم شد فرد دستگير شده قاتل نيست وبه دروغ اعتراف كرده بود . اگر آزمايش ما بصورت كشف مشخصات dna آن فرد صورت تگرفته بود فرد دستگير شده به حبس ابد محكوم مي شد . اولين آزمايش ما گنا هكاري كسي را ثابت نكرد بلكه بي گناهكاري فردي را به ثبوت رسانيد واين نكته بسيار مهمي در كار ما بود قاتل اصلي ، قاتل اصلي دسنگير شد ؟ بله پليس تصميم گرفت از همه ي مردان شهر آزما يش dna  انجام دهد . 5 هزار نفر داوطلب شدند و بالا خره قاتل دستگير شد و به دو بار حبس ابد محكوم شد مساله اين بود كه اين مرد قاتل بلفطره بود و اگر دستگير نشده بود حتما دوباره مرتكب قتل مي شد ما جلوي مرگ افراد بي گناه ديگري را گرفتيم و اين موفقيت بسيار بزرگي براي دانشمند حقيري مثل من بود كاربرد تشخيص هو يت مبتني بر dna   بلافاصله جهاني شد آزمايشهاي تشخيص هويت dna در همه كشورهها تاسيس شد حادثه مهم ديگر در اين زمينه در اواخر 1990 رخ داد فردي به كلي مايلس اهل كا ليفرنيا فن جديدي به نام بزگنمائي dna را ارائه كرد . كه نقشه ي dna را در لوله ي آزمايشگاه بزرگ وبزرگتر مي كرد تا اينكه تشخيص هويت راحتر صورت بگيرد و اين فن امروز مبناي همه ي تشخيص هويتهاي مبتني بر dna است در سال 1990 پرونده ي دكتر يوزف منگلو به ما ارجا ء شد اين فرد پزشك اردوگاه اشو بيس بود جنايتكارترين جنايتكار جنگي كه روي انسانهاي زنده آزمايش علمي انجام داده بود روي دو قلوهها به اسم علم ژنتيك منككه بعد از جنگ جهاني دوم به امريكاجنوبي فرار كرده بود و يك نفر در 1979 غرق شده بود و گفته بودند كه اين منگل است در سال 1985 اسكلتي كشف شدكه گفته مي شود متعلق به ونگل است از لحاظ اندازه و قالب شباهتهائي داشت ما موفق شديم dna استخوان ان فرد در گذشته را پيدا كنيم از روش بزرگنمائي dna استفاده كرديم بعد dna فرزند منگله را كه در حال حاضر در المان زندگي مي كند تهيه كرديم و بعد مقايسه كرديم و نتيجه گرفتيم كه با ضريب 99/99 صدم در صد اين اسكلت متعلق به منگل است با اين نتيجه گيري يكي از بزرگترين تحقيقات جنائي بعد از جنگ جهاني دوم پايان يافت و نشان داد كه نمونه هاي بسيار قديمي هم قابل مطالعه و نمونه برداري هستند . قديميترين شناسنامه اي مبتني بر dna كه تا به حال من به آن پي برده ام و يك دوست خوب من آن را انجام داده متعلق به 80 هزار سال پيش است كه يك انسان ن آنتردا مورد بررسي قرارگرفته است وdna آن دآنتردا ترسيم شده است درست مثل يك انسان زنده بله ، dna درست مثل يك ماشين زمان عمل مي كند يا در مقايسه با dna انسانهاي زنده ويا با مراجعه مستقيم به سلول قديمي تحولات تاريخي ژنتيكي دست پيدا مي كنيم اين بي نظير است شگفت اور است . شما باز هم كار پژوهشي خود را ادامه داديد؟ درست همين جا كه بيست سال پيش اولين كشفتان را انجام داديد در مورد دست وردهاي ديگرتان توضيح دهيد؟ با كشف تشخيص هويت مبتني بر dna يك نقطه انحرافي در مسير كار علمي من بود دوباره به سراغ مسير اصلي رفتم وآن يافتن پاسخ به سؤال كه چرا ما با هم تفاوت داريم واين تفاوت از كجا ناشي مي شود در انتقال راه dna از والدين به فرزندان دو اتفاق مي افتد . ابتدا فرايند تغيير و جهش است كه فضاي ژنتيكي جديدي را به وجود مي آورد . فرايند دوم : بازار آيي يا آرايش مجدد اطلاعات است كه مشخصات والدين در آرايش تازه ايي در فرزند ظهور مي يابد . بهترين تعريف من اين است كه تكامل انسان با يك مجموعه مشخصات عمل مي كند اگر فرايند تغييرو جهش وجود نداشته باشد كمپلش dna  همه انسانها يكسان است كه ديگر با هم كاري نداشته . حالا كه فرايند بزايي وجود دارد خصيصه ما در تركيبي جديد بروز مي كند آن هم خيلي جذاب نيست . عملر كرد دو فرايند تغييرو با زايي با هم است كه فضاي پر هيجاني را به وجود مي آورد ما در تلاشيم كه اين فرايند ها را در عمل مشاهده كنيم كه به dna  به هنگام انتقال چه مي گذرد ما بايد علم جديدي را پايه گذاري مي كرديم كه اين مشاهده را ممكن كند آنچه اطلا عات در اين زمينه است جمع آوري مي كنيم كه از اين طريق بحث تكامل انسان را پي بگيريم . ممكن است كه بپرسيد كه اينها به چه درد مي خورد هيچ براي ما جاذبه علمي اهميت دارد نه كاربرد آن. اين سوال مهم انسان امروز است زمانيث مي پرسند ژنوم انسان به چه درد مي خورد . 300 هزار ژن مختلف را در يك ژنوم ترسيم مي كنيد پاسخ اين است كه اين كشفها جالب و جذابيت اينها پاسخ سوالات ماست با كاربردهاي نيز وجود دارد .

كشفهاي ما باعث كشف علت اختلالات جسمي انسان مي شود . علت ديابت ، علت سرطان ، علت اختلالات ذهني و امثال آن كشف مي شود . پس ما توليد كننده مفاهيم علمي هستيم كه ديگران از آن استفاده كاربردي مي كنند . تحقيقات ما در زمينه فرايند تغييرو جهش باعث مطالعه روي محيط زيست شده . يوري دوهو همكار من در همين آزمايشگاه دنبال پاسخ به همين سوال است مي خواهد بداند محيط زيست انسان چگونه امكان فرايند جهش و تغيير را فراهم مي كند . حزه اصلي مطالعه او تاثير تششعات راديو اكتيو در محيط زيست است طرح اصلي او مرتبط با آثار فاجعه چر نوبين است كه مواد راديو اكتيو زيادي در شرق وشمال اروپا فرا كند ومردم را د رفضاي آلوده اتمي به ادامه زندگي توليد مثل ، خوردن و خوابيدن محكوم كرد. 

ما، در جستجوي آن تششعات در فرايند جهش و تغييريم كه ببينيم بر سر انسان ساكن

سرزمينهاي آلوده اتمي چه آمده است . حوزه اطلاعاتي اين طرح بسيار با اهميت است باز هم اگر بپرسيد مطالعات شما به چه درد مي خورد مي گويم هيچ . فقط جالب است در عرصه زبست شناسي انساني همه چيز جذاب وجالب توجه است . اين سوال من هم بود كه وقتي شما كار علمي مي كنيد آيا به فكر نتيجه تحقيق هستيد يا درآمد ناشي از كاربرد آن انتقال آن هم هستيدويا هدف كشف شناخت است قصد شمافقط توليد علم است يا هدف ديگري هم داريد؟ سر الك جفري: به پول فكر مي كنم اما از منظره ديگر من پول را براي آزمايش ومطالعه علمي هم مي خواهم تا به حالا هم مشكل  مهمي دراين زمينه نداشتم . من موقع تحقيق همان كاري را مي كنم كريستف كلمب كرد . كريستف كلمب مي خواست از غرب اروپا به هند برود اما به امريكا رسيد ماموريتش با فاجعه روبرو شد اما پا به دنياي جديدي گذاشت من هم كريستف كلمب ديگري هستم وارد عرصه ژنوم انساني شده ام كه دنيايي عظيم وعجيبي است يك جنگل عظيم وبي  نظيروبي اانتهاست كه در آن موجودات غريبي زندگي مي كنند براي اكتشاف پا به آن دنيا گذاشتم و اصلا به نتيجه آن فكر نمي كنم . روزي كه شناسنامه dna را كشف كردم اصلا فكر نمي كردم كه چيزي كاربرد وسيعي در حلب وتشخيص هويت پيدا خواهم كرد وقتي كشف صورت گرقت آنوقت است كه به كاربرد ان فكر مي كني بارها مي شود اين تجربه ها را در عرصه علم تكرار كرد . الكساندر فلمينگ چطور پني سيلين را كشف كرد چون يك اشتباه كرد ظرف كشت خود را اشتباها كنار پنجره گذاشت فورا قارچ پني سيلين ازآن درآمد اما او آن خرد و شعور را داشت كه با ديدن قارچ به

ادامه مطلب

۱ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 

كودك و پدر

مردي ديروقت خسته و عصباني از سر كار به خانه بازگشت.دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
- بابا!يك سؤال از شما بپرسم؟
- بله حتما.چه سؤالي؟
- بابا شما براي هر ساعت كار چقدر حقوق مي گيريد؟
مرد با عصبانيت پاسخ داد:"اين به تو ارتباطي ندارد.براي چه مي پرسي؟"
- فقط مي خواهم بدانم . بگوييد ديگر!
- اگر مي خواهي بداني خوب مي گويم 2000 تومان.
 پسر كوچك سرش پايين انداخت و بعد به پدرش نگاه كرد و گفت:"پدر مي شود به من 1000 تومان قرض بدهيد؟"
مرد بيشتر عصباني شد و گفت:"اگر دليلت براي پرسيدن اين سؤال فقط گرفتن پولي از من براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف بگيري به اتاقت برو و فكر كن كه چقدر خودخواهي.من هروز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتار هاي كودكانه اي وقت ندارم."
 پسر كوچك آرام به اتاقش رفت و در را بست. مرد نشست و باز هم عصباني تر شد."چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سؤالاتي بپرسد؟"بعد از حدود نيم ساعت مرد آرام شد و فكر كه شايد رفتارش با پسر خردسالش كمي خشن بوده است.شايد واقعا چيزي نياز داشته كه 1000 تومان طلب كرده بود.به خصوص اينكه كم پيش مي آمد پسرك چيزي بخواهد.
 مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- پسرم خواب هستي؟
- نه پدر بيدارم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام .امروز كار سختي داشتم و همه ي ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم بيا اين هم آن 1000 تومانت.
 پسر كوچولو نشست و خنديد و فرياد زد :"متشكرم بابا" بعد دستش را زير بالش برد و يك اسكناس 1000 توماني مچاله شده درآورد.
 مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش پول داشته دو باره عصباني شد و گفت:"با اينكه خودت پول داشتي چرا از من پول خواستي؟"
 پسر خنده كنان گفت:"چون پولم كافي نبودولي الآن هست. حالا من 2000 تومان دارم.آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا يك ساعت زودتر به خانه بياييد.چون دوست دارم با شما شام بخورم..."( پوريا شكري)
 


ادامه مطلب

۱ خرداد ۱۳۸۹  توسط حسين رستمي اتويي |  نظرات (0)

 



hrostami1435@yahoo.com
داستان
شعر
ايران شناسي
علمي
ديني
حقوقي

 

 

 

لينكي ثبت نشده است

 

 

[ ۱ ][ ۲ ]

 

RSS 2.0
blog theme design
گوگل سایت مپ